
هيچگاه از حد يک بازيگر خوش چهره صعود نکرد و گزاف نيست اگر او را بد شانس ترين چهره سينمايي دانس که با داشتن خصوصيات ويژه اي مي توانست را ه خود را باز کند او و رادان اولين حضور رسمي خود را در شور عشق نشان دادند و حالا رادان به يک ستاره بدل شده اما مهناز افشار با موفقيت مسيري طولاني فاصله دارد و اگر بپذيريم که او حتي زودتر از رادان دوربين سينما را شناخته و تجربه کرده بود پس بايد گفت يک جاي کار در برنامه حرفه اي او مي لنگد.
افشار که تا مقطع ديپلم در رشته تجربي تحصيل کرده است متولد 1356 مي باشد و مدتها به خاطر شباهت و به خواننده و بازيگر پيش از انقلاب يعني فايقه آتشين در بورس جنحالهاي مطبوعات شايع پرداز قرار داشت.
مهناز بازي را با مجموعه عشق گمشده در سال 1376 آغاز کرد و پس از آن در دوستان به کارگرداني علي شاه حاتمي در سال 77 به سينما راه يافت . فيلم شکست مي خورد اما لااقل او را براي اندک زماني مي شناسند.سپس با محسن محسني نسب درام ورزشي شيرهاي جوان را در کنار جعفر دهقان و در سال 78 به سرانجام مي رساند که با استقبال قابل قبولي روبرو مي شود . اما هنوز براي عرض اندام فرصت دست نداده بود . تا اينکه دار سال 80 از راه مي رسد و نادر مقدس از او براي در نقش مقابل بهرام رادان دعوت به عمل مي آورد .
شور عشق ساخته مي شود و ناگهان هر دو چهره اصلي فيلم به شهرتي باور نکردني دست پيدا مي کنند . سال بعد از آن در خاکستري به کارگرداني مهرداد مير فلاح بازي مي کند که به خاطر موضوعش توقيف مي شود . توقيف فيلم جنجالهاي مطبوعاتي و حواشي غير قابل کنترل پيرامون افشار او را به سکوت مي کشاند و سر انجام در سال 80 با نگين در يک نقش نامتعارف و باز هم جنجالي باز مي گردد دختري در قفس در سال در سال 81 هيچگونه موفقيتي را با او همراه نمي کند.اما سال 82 شانس يک باره در خانه افشار مي زند سه فيلم زهر عسل ،کما و سيزده گربه روي شيرواني با فروش بالايي روبرو مي شوند . افشار يک پله بالاتر مي آيد ضمن آنکه اکران تقريبا همزمان سه فيلم از او نام و چهره اش را بيشتر در ذهن ماندگار مي کند.
زهر عسل در کنار شهاب حسيني و گلزار جاي چندان کاري نداشت در واقع ساخته ابراهيم شيباني به غير از گلزار و البته حضور کوتاه اما جذاب حسيني هيچ نکته مثبتي در خود نداشت و نمي توان فيلم را متعلق به افشار دانست که يک اثر کاملا مردانه بود .کما به همين طريق باحضور امين حيايي و گلزار يک اثر کاملا مردانه به حساب مي آمد . اما 13گربه روي شيرواني با وجود داشتن فضايي فانتزي و تاکنون تجربه نشده و داشتن چهره هاي مطرحي چون گلزار و شريفي نيا و نواب صفوي او را در سطح خوبي شناور نگه مي دارد. سال 83 در فيلم آکواريوم نيز در کنار امين حيايي و سالاد فصل در کنار شريفي نيا و شکيبا ظاهر مي شود . او در سالاد فصل همبازي قدرتمند و قوي چو ن ليلا حاتمي را در کنار داشت . امسال او نيز تنها به بازي در کارگران مشغول به کارند به کارگرداني ماني حقيقي پاسخ مثبت داده است.
ابتدا با سريال تلويزيوني «گمشده» وارد عرصه بازيگري شد و سپس خيلي زود به عرصه سينما پا گذاشت، فيلم «شور عشق» او و بازي در كنار «بهرام رادان» او را به شهرت رساند و سپس خاكستري، كما، زهر عسل، آكواريوم و همچنين فيلم زيباي آتش بس ساخته تهمينه ميلاني را از او ديديم، قرار است به زودي از اين بازيگر فيلم «تله» بر روي اكران بيايد، از مهناز افشار چه مي دانيد؟ آنچه كه درذيل خواهيد خواند، گوشه هايي از زندگي اين هنرپيشه خوب سال هاي اخير كشور كه بسيار پركار است...
• شروع كار بازيگري من از سال 78 با سريال تلويزيوني به نام گمشده ساخته مسعود نوابي بود.
• ديپلم تجربي دارم.
• من وارد خونه هر كسي كه مي شم دكوراسيون خونشو عوض مي كنم حتي در منزل خودمون هفته اي يكبار وسايل خونه رو جابه جا مي كنم و دوست دارم در اين رشته تحصيلات خودم رو ادامه بدهم، عاشق ديزاين دكوراسيون هستم.
• من 4 سال تدوين خوندم ودر همين حيطه هم فعاليت كاري داشتم و همچنين كار در حيطه تيزرهاي تبليغاتي كه چند كار انجام داده ام، كار خوب و قشنگي است و حس خوبي نسبت به كارم داشتم تا اينكه وارد بازيگري شدم.
• تاكنون 9 يا 10 كار سينمايي داشتم همين طور هم به تعداد كارهايم افزوده مي شه.
• بر عكس همه، من در دوران كودكي و نوجواني اصلا به بازيگري علاقه نداشتم و هميشه وقتي در مدرسه تئاتر اجرا مي شد، در مي رفتم و فرار مي كردم اصلا هم خوشم نمي آمد.
• قبل از قبول نقش سناريو رو مي خونم، البته هر كسي روشي داره، من هم يكبار كه سناريو رو خوندم، شب موقع خواب مرور مي كنم با نقشم زندگي مي كنم.
• فعلا من كارم بازيگريه و بايد اين كار را خوب انجام بدم، بعدا وقت براي كارگرداني زياده.
• اين اعتقاد رو دارم در فروش فيلم كليه عوامل دخيل هستند، اگه بازيگر خوب باشه، ولي كارگردان خوب نباشه، مسلما كار خوب نمي شه، حتي عوامل پشت صحنه هم در فروش يك فيلم دخيل هستند.
• به خاطر تصادف بدي كه داشتم از رانندگي ترسيدم و از اون موقع به بعد هيمشه كمربندم رو مي بندم.
• چون شكمو هستم، دستپختم هم خوبه تمام زماني كه غذا در حال آماده شدنه سراجاق هستم.
• شايد من جزء خوش قول ترين هنرپيشه هاي سينما باشم.
• اصلا ميونه خوبي با افراد بد قول ندارم. خوش قولي از نكات بارز زندگي من است.
• اگه مهناز افشار بازيگر نمي شد شايد راننده كاميون مي شد! چون به كارهاي سخت علاقه دارم.
• به نظر من هر كسي به هر كاري كه بخواهد مي تونه برسه در جهان هستي به هر چه بخواهيد مي تونيد برسيد فقط كافي است بخواهيد. و چند سال پيش پدر خدا بيامرزم را از دست دادم، او قوت قلبي براي من در زندگي بود، ياد او هميشه در خاطرم است، روزي نيست كه با ياد پدر زندگي نكنم او همه چيز من در اين زندگي بود.
• مادرم مونس من است، اگر او هم نباشد، ديگر زندگي برايم معنا ندارد.
+ نوشته شده در دوشنبه 14 آبان1386ساعت   توسط Mi'ad
|

(روان آتكينسون) معروف به (مستربين) كمدين معروفي كه سالهاست خنده را بر لبان مردم دنيا مينشاند، در 6 ژانويه 1955 در (نيوكاسل) انگليس در منطقه (تينه) متولد شد. پدرش (اريك آتكينسون) و مادرش (الا مي) نام داشت. او دو برادر بزرگتر به نامهاي (روبرت) و (رودني) دارد. پدرش يك مزرعهدار ساده بود. (روان) بعد از اتمام تحصيلات ابتدايي و دبيرستان در دانشگاه (نيوكاسل) در رشته مهندسي برق مشغول به تحصيل شد. مدتي بعد دانشگاهش را به
(آكسفورد) منتقل كرد و تحصيلاتش را در همان رشته در دانشگاه (آكسفورد) به پايان رساند.
او از نوجواني به بازي در نقشهاي كمدي علاقه فراواني داشت. او در اين زمينه از استعداد خاصي برخوردار بود. (روان) در دانشگاه (آكسفورد) با فيلمنامهنويس طنز معروف (ريچارد كورتس) آشنا شد و فعاليتهايش را در زمينه بازيگري كمدي زيرنظر اين فيلمنامهنويس آغاز كرد. او در چند نمايش كوتاه طنز كه در سالن آمفي تئاتر دانشگاه اجرا شد ايفاي نقش كرد و بسيار مورد توجه تماشاچيان قرار گرفت. (روان) كار حرفهاي خود را در اين زمينه در سن 23 سالگي و در سال 1978 با ايفاي نقش در يك نمايش كمدي با نام oclock news شروع كرد.
اين نمايش يك تقليد خبر طنزآميز بود كه از شبكه BBC انگليس پخش ميشد. اين نمايش كمدي كه پخش آن مدت چهار سال ادامه داشت موفقيت چشمگيري به دست آورد و در اين مدت چهار سال (روان) جوايز ملي و بينالمللي فراواني را از اتحاديههاي مختلف از آن خود كرد. (روان) كه با بازي در اين سريال محبوبيت خاصي در انگليس پيدا كرده بود در سال 1980 به اين ترتيب عنوان بازيگر سال BBC را از آن خود كرد و مورد تقدير قرار گرفت. (روان) در سال 1981 در يك نمايش تك نفره طنز در تئاتر (وست اندلندن) بازي كرد و بعد از اتمام يك فصل كامل بازي جايزه بازيگر كمدي سال اتحاديه تئاتر (وست اندلندن) را از آن خود كرد. او جوانترين فردي بود كه تا آن زمان تئاتر تك نفره طنز بازي كرده بود. دومين نمايش تك نفره او در سال 1988 نه فقط در لندن بلكه در نيويورك، استراليا، نيوزلند و خاورميانه بسيار موفقيتآميز بود و مورد استقبال قرار گرفت.او در سال 1983 با همكاري فيلمنامهنويس (ريچارد كورتيس) نمايش طنز( )Black Adder(افعي سياه) را براي BBC ساخت كه اين سريال نيز برنده جوايز فراواني در سطح بينالمللي شد و (روان) به واسطه بازي در نقش اول اين سري نمايشها براي دومين بار عنوان بهترين بازيگر سال BBC را از آن خود كرد. اين سريال در چهار دوره متوالي پخش شد.
_ _ _
معروفترين كار تلويزيوني بزرگ او در سال 1989 ساخته شد. اين سريال كمدي صامت، مجموعه نمايشهاي (مستربين) بود كه براي شبكههاي ITV و HBO توسط شركت (تايگر اسپكت) ساخته شد. در اين مجموعه نمايشهاي طنز، (روان) نقش يك شهروند انگليسي دست و پا چلفتي را بازي ميكرد كه بدون كلام و بيشتر با شكلكهاي صورت و حركات خندهدار، خنده را بر لبان تماشاگران مينشاند. اين سريال برنده جوايز بينالمللي فراواني از جمله (رز طلايي مونترايكس) شد و در سال 1995 نيز عنوان بهترين نمايش كمدي را از آن خود كرد.
اين سريال از شروع ساختش بسيار مورد توجه كشورهاي مختلف دنيا قرار گرفت و در بيش از دويست كشور مهم دنيا فروخته شد و از آن به بعد (روان) به عنوان (مستربين) در سطح بينالملل معروف شد. اين مجموعه نمايشها از لحاظ اقتصادي براي تلويزيون انگليس پرفروشترين سريال دهه نود به شمار ميرفت. اين مجموعه از سال 1989 تا 1995 در تلويزيون بريتانيا ساخته و پخش ميشد. در سال ( 1997روان) يك فيلم سينمايي را نيز با اين نقش بازي كرد كه (بين، نمايش واقعه ناگوار) نام داشت و در سطح جهان موفقيتهاي فراواني را از آن خود كرد...
يك نويسنده
(روان آتكينسون) نه تنها يك بازيگر بلكه يك نويسنده، تهيهكننده و دوبلر معروف فيلمهاي كمدي در اروپا به شمار ميرود وي ميگويد: يك فيلم كمدي خوب علاوه بر بازي خوب يك كمدين نياز به يك موسيقي زيبا، يك كارگرداني خوب و يك فيلمنامه زيبا دارد.
او در مورد مجموعه (مستربين) ميگويد: من هرگز دوست ندارم از مستربين كه با آن در سطح دنيا شناخته شدهام جدا شوم. من از بازي در اين نقش لذت فراواني ميبرم.(روان) علاوه بر اين مجموعههاي تلويزيوني، فيلمهاي سينمايي بسيار موفقي را هم در كارنامه هنري خود دارد.
(روان) در سال 2006 ساخت دومين مجموعه مستربين را آغاز كرده است كه در 29 مارس 2007 به سينماها آمد. اين مجموعه تعطيلات مستربين نام دارد.
ازدواج مستربين
روان در فوريه 1990 با (سانتراسايستي) ازدواج كرد كه حاصل اين ازدواج دو فرزند به نامهاي (بنيامين) و (ليلي) ميباشد. قابل ذكر است كه مستربين عاشق ماشينهاي سريعالسير از جمله (استون مارتين) است. وي در خصوص ماشينهاي تندرو مقالاتي را در مجلات ماشين منتشر كرده است....
+ نوشته شده در دوشنبه 14 آبان1386ساعت   توسط Mi'ad
|
.jpg)
گلزار اصلا آمده بود که معروف بشود و همين طور هم شد چه زماني که در گروه آريان به عنوان گيتاريست فعاليت ميکرد و چه بعد از آن که به صورت حرفه اي به سينما پيوست.
اين قادري بود که گلزار را پسنديد و سام و نرگس را براساس فيلمي قديمي در سال 78 ساخت و از حضور او استفاده گرد. گلزار در سال 1354 متولد شد و فارغ التحصيل رشته مهندسي مکانيک از دانشگاه آزاد اسلامي است.
پس از سام و نرگس که در آن نقش جواني را بازي مي کرد که در آستانه اعدام مورد عفو قار مي گيرد . براي بازي در زمانه به کارگرداني حميد رضا صلاحمند (79) انتخاب مي شود که يک اثر فوق العاده ضعيف بود . بالاي شهر پايين شهر (80) ساخته اکبر خامين هم يک اثر شکست خورده بود و گلزار همچنان به خاطره چهره و جنجالهاي مطبوعاتي اش مورد توجه قرار مي گيرد تا بازي هايش در آثار سينمايي ، اما فريدون جيراني با شام آخر در سال 80 موفقيت بهتري برايش فراهم مي کند فيلم با بازي کتايون رياحي گلزار و هاينه توسلي به فروش فوق العاده اي دست پيدا مي کند .در اين فيلم بود که بازي گلزار براي اولين بار جدي گرفته مي شود. پس از آن در سال 81 همزمان در سه فيلم ظاهر مي شود چشمان سياه همکاري دوباره او با ايرج قادري به شمار مي رفت که تنها به صرف گيشه ساخته شده بود و با داشتن مهره اي همچون گلزار که آن سالها در اوج شهرت قرار داشت ، هم به اين مهم تا اندکي دست مي يابد.
زهر هم عسل هم تجربه جواني به نام ابرهيم شيباني بود .اما بر خلاف اين دو کارکه جنبه تجاري اشان بر جنبه هاي هنري مي چربيد بوتيک حميد نعمت ا... هم بازي مي کند . فيلم يک داستان اجتماعي را دنبال مي کرد درباره دختري (گلشيفته فراهاني ) که آرزوهاي طول و درازي در سر دارد و در اين ميان با پسري آشنا مي شود (گلزار)که در بوتيک کار مي کند ، آشنايي آنها باعث مي شود تا به درون خواسته هاي جواني نقب بزنيم که حق خود را از اجتماع پيرامونشان مي خواهند اما تاواني که مي پردازند سنگين است.بازي گلزار در اين فيلم پخته تر نشان مي دهد او اگر فرصتهايي لازم در اختيارش قرار بگيرد مي تواند مهره مو ثري باشد.
حضور فيزيکي گلزار اين بار نه تنها صرف زيبايي نيست بلکه روند داستان کمک شاياني مي کند . از طرفي خارج از دنيا سينما اتفاقاتي چند براي او پيش مي آيد ، جنجالهاي پيرامون کار و زندگي اش دست به نشريات شايعه پرداز بالا مي گيرد ، از ادامه فعاليتها ي تبليغاتي وي جلوگيري به عمل مي آيد . و در ضمن پس از کش و قوسهايي از گروه آريان جدا مي شود .
سال 82 در دو فيلم کما کنار امين حيايي بازي خوبي ارائه مي دهد و اکران 13 گربه روي شيرواني که از مضمون و ساختار بسيار متفاوت در سينماي فانتزي بهره مي برد ، همراه مي شود با رفتن او از ايران ، شايعاتي قوت مي گيرند مبني بر اين که ديگر باز نمي گردد ، اما پس از مدتي مي آيد ولي ديگر شايعات کار خود را کرده بودند .
از ادامه فعاليتهاي بازيگري وي ممانعت به عمل مي آيد و آخرين بازي اش در گل يخ ساخته کيومرث پور احمدي پس از مدتها توقيف در سال 84 به نمايش در مي آيد که با استقبال خوبي همراه مي شود .
+ نوشته شده در دوشنبه 14 آبان1386ساعت   توسط Mi'ad
|

نام : شادمهر
نام خانوادگي : عقيلي
محل تولد : تهران
آثار :
بهار من
مسافر
دهاتي
نغمه هاي مشرقي
پرپرواز
آدم و حوا
خيالي نيست
آدم فروش
پاپ کرن
هفتم بهمن ماه سال 1351 خورشيدي در شهر تهران ( خيابان هاشمي ) متولد
شد . خودش دوران بچگيش را اينگونه توصيف مي کند : " از بچگي به آلات موسيقي
علاقه داشتم و به سمت آنها مي رفتم . در کودکي با پيانو آشنا شدم و هشت ساله
بودم که ويلن مي زدم . ويلن را به عنوان ساز اصلي ام انتخاب کردم چون نواختن آن
واقعآ کار دشوار و سختي است . "
شادمهر پس از اتمام تحصيلات موسيقيايي خود در هنرستان ملي و پس از آن چندين
سال کار نوازندگي براي خوانندگان ديگر تصميم گرفت تا شانس خود را براي خواننده
شدن محک بزند و سرانجام در سال 1376 با بازتر شدن فضاي کار براي موسيقي پاپ
اين فرصت محيا شد تا شادمهر و چند خواننده ديگر به واحد موسيقي صدا و سيما
رفته و تست خوانندگي بدهند .
اولين کار شادمهر با صداي خودش معبود نام داشت که در زمان خود بارها از تلويزيون
پخش شد . کارهاي ديگر شادمهر که در ايران ارائه شد هرکدام در زمان خود رکورد
شکن بودند .
و بالاخره شادمهر پس از بي مهري هاي فراوان از سوي وزارت ارشاد و شوراي
موسيقي و به دنبال مجوز نگرفتن آلبوم آدم و حوا و همچنين ممنوع الصدا و تصوير
شدن علي رقم ميل باطني اش تصميم به ترک وطن گرفت تا ادامه ي زندگي
موسيقيايي خود را در آنسوي آبها تجربه کند .
به همين منظور به کشور کانادا ( شهر تورنتو ) مهاجرت کرد تا در آنجا ادامه ي فعاليت
هاي هنري خود را دنبال کند . ما حصل چهار سال اقامت در کانادا سه آلبوم خيالي
نيست , آدم فروش , پاپ کرن است که با استقبال بي نظير ايرانيان در داخل ايران و
سراسر جهان مواجه شد .
هم اکنون شادمهر در خارج از کشور به موفقيت هاي چشم گيري نايل امده و براي
بيشتر خوانندگان و هنرمندان خارج از کشور آهنگسازي - تنظيم و نوازندگي مي کند
و کنسرت هايي در شهرهاي مختلف جهان با هنرنمايي او برگزار مي شود . همچنين
شادمهر هيچ گاه دوست نداشته به لس آنجلس برود و به قول خودش روش "دوري و
دوستي" را در پيش گرفته که تا به حال هم باعث پيشرفت رو به جلو براي وي بوده
است .
با آرزوي موفقيت روزافزون براي شادمهر عقيلي ستاره ي موسيقي پاپ ايران.
...بدرود.
+ نوشته شده در دوشنبه 14 آبان1386ساعت   توسط Mi'ad
|