
نام كامل:WILLIAM BRADLEY PITT
تاريخ تولد:18 دسامبر 1963.
محل تولد:اكلاهوماي آمريكا.
شغل:بازيگر.
قد:183 سانتي متر.
وزن:72 كيلو گرم.
فيلمي كه در آن به شهرت دست يافت:THELMA & LOUISE
تحصيلات:دانشگاه كلمبيا در رشته روزنامه نگاري.
نام پدر:BILL PAT----شغل:مدير شركت حمل ونقل زميني.
نام مادر:JANE PITT---شغل:مشاور دبيرستان.
برادر:DOUG PITT----شغل: صاحب ومدير شركت كامپيوتري.
خواهر:JULIE PITT----متاهل.
همسران:
1- GWYNETH PATTOW شغل:بازيگر در سال 1996 نامزد كردند و در سال 1997 از يكديگر جدا گشتند.
2- JENNIFER ANISTON شغل:بازيگر تاريخ ازدواج:29 جولاي 2000 تاريخ متاركه:2005
روابط ديگر:
1- ROBIN GIVENS---شغل:بازيگر-----در سال 1989 به مدت كوتاه.
2- JULITTE LEWIS---شغل:بازيگر---طي سالهاي 1990 تا 1993.
3-JITKA POHLODEK---شغل:مدل----در سال 1993 به مدت كوتاه.
4- KATJA VON GARNIER----شغل:كارگردان----در سال 1997 به مدت كوتاه.
جوايز دريافتي:
بهترين بازيگر و محبوب ترين بازيگر مرد از سوي MTV MOVIE AWARDS در سالهاي 1995 و 1996 و جايزه بهترين بازيگر نقش پشتيبان از سوي GOLDEN GLOBE در سال 1995.
فيلمهايي كه وي در آنها ايفاي نقش كرده:
NO MAN`S LAND(1987)-LESS THAN ZERO(1987)-HAPPY TOGETHER(1989)-THELMA & LOUISE(1991)-JOHNNY SUEDE(1991)-CONTACT(1992)-COOL WORLD(1992)-A RIVER RUNS THROUGH IT(1992)-KALIFORNIAS(1993)-TRUE ROMANCE(1993)-THE FAVOR(1994)-INTERVIEW WITH THE VAMPIRE(1994)-LEGENDS OF THE WALL(1994)-SEVEN(1995)-TWELVE MONKEYS(1995)-SLEEPERS(1996)-THE DEVIL`S OWN(1997)-SEVEN YEARS IN TIBET(1997)-THE DARK 50247E OF THE SUN(1997)-MEET JOE BLACK(1998)-BEIHN JOHN MALKOVRICH(1999)-FIGHT CLUB(1999)-SNATCH(2000)-THE MEXICAN(2001)-SPY GAME(2001)-OCEAN`S ELEVEN(2001)_FULL FRONTAL(2002)-CONFESSIONS OF THE DANGEROUS MIND(2002)-ABBY SINGER(2003)-TROY(2004)-OCEAN`S TWELVE(2004)-MR & MRS SMITH(2005)-BABEL(coming soon)
بيوگرافي:
برد پيت در حالي كه تنها دوواحد مانده بود تا مدرك روزنامه نگاري خود را در يافت كند از دانشگاه انصراف داده و جذب بازيگري گرديد.سرانجام در ايفاي نقش در فيلم THELMA & LOUISE مشهور گشت.جالب است كه بدانيد برد پيت زماني در يك رستوران فست فود كار ميكرده است و آنكه برد پيت گياه خوار است.
+ نوشته شده در شنبه 14 مهر1386ساعت   توسط Mi'ad
|

نام كامل:ANGELINA JOLIE VOIGHT
تاريخ تولد: 4 جون 1975.
محل تولد: لس انجلس آمريكا.
شغل: بازيگر و مدل.
قد: 170 سانتي متر.
وزن: 58 كيلو گرم.
علت شهرت: ايفاي نقش در فيلم GIA در سال 1998.
نام پدر:JON VOIGHT---شغل: بازيگر اسبق.
نام مادر:MARCHELINE BERTRAND---شغل: بازيگر اسبق.
* در سال 1976 از يكديگر طلاق گرفته اند.
نام برادر:JAMES HAVEN VOIGHT---شغل: كارگردان.
شوهران:
1- JONNY LEE MILLER---شغل: بازيگر--تاريخ ازدواج: 1996 ----تاريخ طلاق: 1999.
2-BILLY BOB THORNTON----شغل: بازيـگر، كارگردان و
فيلم نامه نويس-- ازدواج: 1999 ----طلاق: 2002.
روابط ديگر:
* TIMOTHY HUTTON---شغل: بازيگر--- بين سالهاي 1998 تا 1999.
تحصيلات: از سن 11 سالگي در كلاسهاي آموزش تئاتر ثبت نام كرد. دوران متوسطه را در دبيرستان بورلي هيلز به اتمام رسانيد. در دانشگاه نيويورك نيز راه يافت اما خيلي زود از آنجا انصراف داد.
فرزندان:
1-پسر:MADDOX JOLIE----اهل كامـبوديـا مي بـاشد كه تـوسـط آنـــجلينا در سال 2002 به فرزند خواندگي پذيرفته شد.
2- دخـتـر: ZAHARA MARLEY JOLIE----- اهــل اتـيـوپـــي مي بـاشــد كــه والدينش بر اثر بيماري ايدز جان باختند و انجلينا وي را نيز در سال 2005 به فرزند خواندگي پذيرفت.
جوايز دريافتي: بهترين بازيگر، بهترين بازيگر پشتيبان از سوي ACADEMY AWARD و GOLDEN GLOBE.
فيلمهايي كه در آنها نقش آفريني كرده است:
Lookin' to Get Out (1982)
Cyborg 2 (1993)
Angela & Viril (1993)
Alice & Viril (1993)
Without Evidence (1995)
Hackers (1995)
Mojave Moon (1996)
Love Is All There Is (1996)
Foxfire (1996)
Playing God (1997)
Gia (1998)
Hell's Kitchen (1998)
Playing by Heart (1998)
Pushing Tin (1998)
The Bone Collector (1999)
Girl, Interrupted (1999)
Gone in Sixty Seconds (2000)
Lara Croft: Tomb Raider (2001)
Original Sin (2000)
Life or Something Like It (2002)
Trading Women (2003)
Lara Croft Tomb Raider: The Cradle of Life (2003)
Beyond Borders (2003)
Taking Lives (2004)
Shark Tale (2004) (voice)
Sky Captain and the World of Tomorrow (2004)
The Fever (2004)
Alexander (2000)
Mr. and Mrs. Smith (2005)
The Good Shepherd (2006)
مطالبي در رابطه با انجلينا جولي:
1- آنـجـلينا جـولي در كـودكـي آرزو داشتـه مـديـر مراسم تدفين گردد.
2- وي بـا پـدرش مـيــانه خوبي ندارد به همين منظور نام خانوادگي خود را حذف كرده است.
3- او در لندن و نيويورك بــعـنوان مدل مشغول بكار است.
4-آنجلينا جولي چپ دست ميباشد.
5- خالكوبيهاي متعدد بدنش از مشخصات بارز وي بشمار مي رود.
6- آنجلينا جولي از سال 2001 تاكنون به عنوان سفيرويژه سازمان ملل در حوزه پناهندگان مشغول به فعاليت ميباشد. وي همچنين گهگاهي به كشورهاي جهان سوم و فقير مسافرت ميكند.
+ نوشته شده در شنبه 14 مهر1386ساعت   توسط Mi'ad
|

نام كامل:NICOLE MARY KIDMAN
تاريخ تولد: 20 جون 1967.
محل تولد: هونولولو - هاوايي.
شغل: بازيگر، تهيه كننده و خواننده.
علت شهرت: ايفاي نقش در فيلم DEAD CALM در سال 1989.
قد: 178 سانتي متر.
وزن: 54 كيلو گرم.
در آمد ساليانه: 15 ميليون دلار.
تحصيلات: مدرسه تئاتر در ملبورن.
نام پدر:ANTHONY KIDMAN---شغل: بيوشيميست، روانشناس باليني، نويسنده و پژوهشگر سرطان----اهل استراليا.
نام مادر:JANELLE KIDMAN----شغل: پرستار و ويراستار كتب شوهرش.---اهل استراليا.
نام خواهر:ANTONIA ----شغل: خبرنگار تلويزيون استراليا- و مجري برنامه تلويزيوني نحوه تربيت فرزندان .
نام دختر:ISABELLA JANE KIDMAN CRUISE--12 ساله.
نام پسر:CONNOR ANTHONY CRUISE--10 ساله.
* هر دو فرزند خوانده نيكول كيدمن و تام كروز ميباشند.
شوهر:
Tom Cruise شغل: بـازيگر----تاريخ ازدواج:24 دسامبر 1990--- طلاق در سال: 2000.
روابط ديگر:
1-LENNY KRAVITZ---شغل: خواننده---در سال 2003.
2-STEPHEN BING---شغل:كارفرما---در سال 2004.
جوايز دريافتي: وي جايزه بهترين بازيگر را چندين بار از ســـوي ACADEMY AWARDS-GOLDEN GLOBE-BAFTA- TEATRE WORLD AWARDS در يافت داشته است.
* ACADEMY AWARDS همان اسكار ميباشد.
خوانندگي:
1-همراه با EWAN MCGREGOR در ترانه COME WHAT MAY.
2-همراه با ROBBIE WILLIAMS در ترانه SOMTHING STUPID.
بيوگرافي:
نـيكول كيدمن در هاوايي چشم بر جهان گشود اما زماني كه 4 ساله بود همراه با والدينش به استراليا عزيمت كرد. نيــكول كيدمن در سن 3 سالگي به رقص باله ميپرداخت. وي در سـن 10 سالگي پدر خود را متقاعد ساخت كه وي را در مـدرسه تئاتر ثبت نام كند. وي در دبيرستان سيدني نـيـز بـه تـعـلـيـم تـئاتر پرداخت اما از آنجايي كه مادرش به سرطان سينه مبتلا گشـت بـراي مـراقبت از مادرش ناچار بـه تـرك تـحـصـيل شد.
نخستين حضور وي در تلويزيون در مـوزيـك ويدئوي PAT WILSON در ترانه اي بنام BOP GIRL صـورت گـرفـت هنگامي كه وي تنها 15 سال سن داشت.
او سپس در چندين فيلم و سريال تلويزيون استراليا ايفاي نقش كرد. سـرانـجـام سال 1989 در نقش آفريني در فيلم DEAD CALM توجه جهانيان را بخود معطوف ساخت.
چند مطلب در مورد نيكول كيدمن:
1-وي از سـال 1994 تـا كـنـون عـضـو سـازمــان يونيسف استراليا مي بـاشـد. او بـراي كـودكـان فـقـير و مصيبت زده استراليا و ديگر نقاط جهان اعانه جمع آوري ميكند.
2-نـيـكول كيدمن در سال 2004 از سوي ايالات متحده به عنوان "شهروند جهان" معرفي گشت.
3-نيـكـول كـيـدمـن ثـروتمند ترين زن زير 40 سال استراليا بشمار ميرود. وي 110 ميليون دلار ثروت دارد.
4-نيكول كيدمن امسال از سـوي مـقـامات استراليايي به عنوان "شخصيت سال" معرفي گشت.
5- خـانـواده نـيكول كيدمن از نوادگان پر آوازه ترين خانواده استراليايي ميباشد. جد آنها SIR 50247NEY KIDMAN مالك زمينها و احشام بسياري در استراليا بوده است.
+ نوشته شده در شنبه 14 مهر1386ساعت   توسط Mi'ad
|

نام : تام كروز ( نام اصلي او : Thomas Mapother IV مي باشد )
متولد : 3 جولاي سال 1962 بوده و در حال حضر 43 سال دارد.
محل تولد: نيويورك
قد : 170 سانتيمتر
همسر سابق: نيكول كيدمن
در حال حاضر با كيتي هولمز نامزد هستش !
او در حال حاضر يكي از موفق ترين ستارگان هاليوود است. او شانس اين را داشت كه به همراه همسرش - نيكول كيدمن - در آخرين فيلم كارگردان فقيد سينماي جهان - استنلي كوبريك - با نام چشمان كاملا بسته بازي كند.
او همچنين علاوه بر بازيگري يك تهيه كننده موفق در هاليوود مي باشد .
بازي او در دومين قسمت از فيلم پرخرج ( 150 ميليون دلار ) و پر سروصداي ماموريت غيرممكن بار ديگر نام او را سر زبانها انداخت.
اين بازيگر موفق سينما و سوپراستار هاليوود همچنين اين شانس را هم داشته كه در فيلمي از استيون اسپيلبرگ با نام گزارش اقليت بازي كند ، كه در زمان اكران با استقبال چشمگيري مواجه شد .
اين بازيگر در سال 2005 با ديگر بازيگر هاليوود كتي هولمز نامزد شد.
اين بازيگر بخاطر فيلم متولد چهارم جولاي در سال 1989 كانديد جايزه اسكار شد و لي نتوانست آنرا تصاحب كند و تا كنون نيز عليرغم حضور در پروژه هاي بزرگ و با موضوعات مختلف نتوانسته است تنديس طلايي اسكار را بالاي سر ببرد و آنطور كه گفته مي شود اعضاي آكادمي اسكار تا كنون به او روي خوش نشان نداده اند و او كه بعنوان سوپراستار هاليوود فعاليت مي كند از اين جايزه بي نصيب مانده است.
اما او همچنان اميدوار است و به تلاش خود براي جلب رضايت آكادمي ادامه مي دهد.
* جوايز و افتخارات :
جايزه بهترين هنرپيشه مرد براي بازي در ماموريت غيرممكن 2 از MTV Movie در سال 2001
جايزه گلدن گلوب براي بازي در يك نقش پشتيبان سينما براي فيلم ماگنوليا در سال 2000
جايزه گلدن گلوب بهترين بازيگر سينماي كمدي و موزيكال در فيلم جري مگواير در سال 1997
جايزه بهترين ايفاي نقش اول مرد در فيلم جري مگواير از MTV Movie در سال 1997
جايزه گلدن گلوب بهترين بازيگر سينماي درام براي فيلم متولد چهارم جولاي در سال 1990
* فيلم شناسي :
عشق بي پايان (1981)شيپور خاموشي (1981)از دست دادن آنها (1983) كسب و كار پرمخاطره (1983)تمامي حركات دست (1983)افسانه (1985)
تاپ گان (1986)رنگ پول (1987)كوكتل (1988)رين من (1988)
متولد چهارم ژوئيه (1989)روزهاي تندر (1990)دور و دورتر (1992)
چند آدم خوب (1992)موسسه (1993)مصاحبه با خون آشام (1994)
ماموريت غير ممكن (1996)جري مگوائر (1996)چشمان كاملا بسته (1988)
ماگنوليا (1999)ماموريت غير ممكن 2 (2000) آسمان وانيلي (2001)گزارش اقليت (2001) و ........!
+ نوشته شده در شنبه 14 مهر1386ساعت   توسط Mi'ad
|

وقتي عروس اکران شد همه بلافاصله متوجه دو بازيگر نقش اول آن شدند ، نيکي کريمي و ابوالفضل پور عرب اين دو در اين ساخته بهروز افخمي چنان درخشيدند که هيچ کس باور نمي کرد.عروس نه تنها براي آنها حکم سکوي پرتاب را ايفا مي کرد بلکه روال سينماي ملودرام جوان پسند ايران را يکباره تغيير داد و پور عرب و کريمي را به جوان اول سينماي ايران تبديل کرد.نيکي متولد 1350با مدرک تحصيلي ديپلم او فعاليت هنري را بازي درتئاترهاي مدرسه آغاز کرد و پس از پايان تحصيلات اولين بازي سينمايي خود را در ساخته اي از جمشيد حيدري با عنوان وسوسه ارئه داد در حالي که فقط 18 سال داشت .
اما سال بعد بهروز افخمي ازاو براي عروس دعوت به عمل در آورد و بازي در اين فيلم برگ برنده اي براي حضور جدي و مستمر در سينما.پيشنهادها يکي پس از ديگري از راه رسيدند و کريمي براي يک دهه تنها بازيگر سينماي ايران که حضورش ضامن فروش فيلم ها بود و دراين ميان علي رغم چند کار ضعيف مابقي آثارش جملگي آثار با ارزش از کارگردانهاي معتبر بودند.
سال 71 در دو کار از دو کارگردان معتبر ايفاي نقش کرد . ابتدا در ردپاي گرگ به کاگرداني مسعود کميايي و بعد نقش عنوان سارا ساخته داريوش مهرجويي . از اينجا همکاري مشترک او و مهرجويي آغاز شد که با فيلم پري (73)نيز ادامه يافت و اين بار او در داستاني عرفاني گير افتاده بود . حاتمي کيا در سال 74 با دو فيلم بوي پيراهن يوسف و برج مينو به سراغش مي آيد که هر دو جزو کارهاي مطرح حاتمي کيا بودند . سپس در ساخته پليسي علي ژکان با نام سايه به سايه در همان سال ظاهر شد که از لحاظ بار هنري چندان شاخص نبود . سال 76 به همراه خسرو شکيبايي در رواني ساخته داريوش فرهنگ بازي مي کند که به نوع نقش هاي زن هاي عصبي در حال فروپاشي عصبي اش نزديک بود. در همکاري مجدد با افخمي در کنار فريبرز عرب نيا جهان پهلوان تختي را به سر انجام مي رساند . فيلم را در اصل و با داستاني ديگر قرار بود علي حاتمي بسازد که اجل مهلت نمي دهد و قرعه به نام افخمي مي افتد.اما هر چقدر عروس توانسته بود براي هر دو کريمي و افخمي برد داشته باشد ،اين يکي نمي تواند. بازيگر اثر ضعيفي بود، اما سپس دو زن (77)ساخته تهمينه ميلاني دوباره در اوج قرار مي گيرد.
فيلم يک اثر مردستيز بود که شروع همکاري چند باره کريمي و ميلاني محسوب مي شد سيب سرخ حوا و دختران انتظار چندان به دل نمي شست ، اما اثري سياه با مايه هاي سياسي ملاقلي پور با نام نسل سوخته بازهم قدرتهاي بازيگري او را به نمايش مي گذارد.نيمه پنهان همکاري مجدد او و ميلاني و تجربه اي نا موفق بود ولي ديوانه اي از قفس پريد آنچنان بازي قدرتمندي را ازخود به نمايش مي گذارد که داوران جشنواره فجر سر تسليم فرود مي آورند و پس از ده سال نامزدي سيمرغ بلورين را اين بار به خانه مي برد.او همان سال با واکنش پنجم به کارگرداني تهمينه ميلاني مورد تحسين قرار مي گيرد ، اما بعد در باج خور طعم شکست را تجربه مي کند در حال حاضر سه کار پرونده هاوانا،ستاره ها و نوک برج را در دست دارد که هنوز به اکران در نيامده اند . کريمي تا کنون دو کار را نيز کارگرداني کرده است .مستند داشتن و نداشتن و در سال 81 و يک شب در سال 83 و براي فيلم هاي عروس ،سارا ،پري ،رواني و دو زن کانديداي دريافت جايزه بود.
+ نوشته شده در شنبه 14 مهر1386ساعت   توسط Mi'ad
|

فعاليت هنري را از سال 1348 با اجراي نمايش در مراكز رفاه، كاخ جوانان و كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان آغاز كرد.
در سال 1353 براي بازي در نمايش « دكه » و يك سال بعد براي بازي در نمايش « تسليم شدگان » جايزه كاخ جوانان را گرفت.
براي نخستين فيلمش « ديار عاشقان » ديپلم افتخار بازيگر نقش دوم را در دومين جشنواره فجر گرفت.
او همچنين برنده ديپلم افتخار بهترين بازيگر نقش اول مرد در چهاردهمين جشنواره فيلم فجر براي فيلم « ليلي با من است » و برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول مرد در شانزدهمين جشنواره فيلم فجر براي فيلم « آژانس شيشه اي » شد.
بازي زيباي او در فيلم « موميايي 3 » تحسين همگان را در هجدهمين جشنواره فيلم فجر برانگيخت.
سال 1380 سال خوبي براي او نبود. فيلم « آب و آتش » با بازي نه چندان دلچسب و انتخاب نامناسب او و فيلم تكه پاره شده « موج مرده » با تكرار نقش حاج كاظم « آژانس شيشه اي » چهره موفقي از پرويز پرستويي به جا نگذاشت.
پرويز پرستويي در سال 1381 فيلم نه چندان موفق « عزيزم من كوك نيستم » را با بازي خوبش بر پرده سينماها داشت كه در همان سال يكي از دو جايزه بهترين بازيگر مرد را از « جشن ماهنامه دنياي تصوير » دريافت كرد.
پرويز پرستويي در سال 1382 بار ديگر چشمها را به سوي خود خيره كرد. بازي معركه و ماندگار او در نقش « رضا مارمولك » در فيلم « مارمولك » (كمال تبريزي) سيمرغ بلورين ويژه هيئت داوران جشنواره بيست و دوم فيلم فجر (بهمن 1382) و تنديس بهترين بازيگر نقش اول مرد هشتمين جشن خانه سينما (شهريور 1383) را براي او به ارمغان آورد.
پرويز پرستويي در ضمن براي بازي در فيلم « بيد مجنون » (مجيد مجيدي) و « به نام پدر » (ابراهيم حاتمي كيا، 1384) براي دو بار پياپي برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول مرد از بيست و سومين و بيست و چهارمين جشنواره فيلم فجر شده است.
...............................................
فيلمهاي سينمايي:
- ديار عاشقان (حسن كاربخش، 1362)
- پيشتازان فتح (1362)
- سازمان 4 (1366)
- شكار (مجيد جوانمرد، 1366)
- حكايت آن مرد خوشبخت (رضا حيدرنژاد، 1369)
- مار (مجيد جوانمرد، 1370)
- آدم برفي (داود ميرباقري، 1373)
- ليلي با من است (كمال تبريزي، 1374)
- مهرمادري (كمال تبريزي، 1376)
- رواني (داريوش فرهنگ، 1376)
- آژانس شيشه اي (ابراهيم حاتمي كيا، 1376)
- مرد عوضي (محمدرضا هنرمند، 1377)
- روبان قرمز (ابراهيم حاتمي كيا، 1377)
- شوخي (همايون اسعديان، 1378)
- عشق شيشه اي (رضا حيدرنژاد، 1378)
- موميايي 3 (محمدرضا هنرمند، 1378)
- موج مرده (ابراهيم حاتمي كيا، 79-1378)
- آب و آتش (فريدون جيراني، 79-1378)
- عزيزم من كوك نيستم (محمدرضا هنرمند، 1380)
- ديوانه اي از قفس پريد (احمدرضا معتمدي، 1381)
- دوئل (احمدرضا درويش، 1381)
- بانوي من (يدالله صمدي، 1381)
- مارمولك (كمال تبريزي، 1382)
- بيد مجنون (مجيد مجيدي، 1383)
- به نام پدر (ابراهيم حاتمي كيا، 1384)
مجموعه هاي تلويزيوني:
- امام علي (ع) (مجموعه - داود ميرباقري - 1370)
- آواي فاخته (مجموعه - بهمن زرين پور - 1375)
- زير چتر خورشيد (مجموعه - بهمن زرين پور - 1376)
- خاك سرخ (مجموعه - ابراهيم حاتمي كيا - 80/1379)
- زير تيغ (مجموعه - محمدرضا هنرمند - 1385)
+ نوشته شده در شنبه 14 مهر1386ساعت   توسط Mi'ad
|

نام: محمدرضا فروتن
تاريخ تولد: 1347
مدرك تحصيلي: ليسانس روانشناسي باليني از دانشگاه آزاد
بازيگري را از سال 1373 آغاز كرد و پس از بازي در سريال « سرنخ » (قسمت تماشاخانه) يك دوره بازيگري و كارگرداني تئاتر و يك دوره فيلمنامه نويسي گذراند.
- او با بازي در فيلم « مرسدس » شناخته شد و با بازي در فيلمهاي « قرمز »، « دوزن »، « متولد ماه مهر »، « زير پوست شهر » و بخصوص « شب يلدا » توانايي هايش را به رخ همگان كشيد.
- او براي بازي در فيلم « قرمز » در هفدهمين جشنواره فيلم فجر و در فيلم « شب يلدا » از پنجمين جشن خانه سينما جايزه بهترين بازيگر نقش اول مرد را به دست آورد.
- پس از بازي ماندگارش در فيلم « شب يلدا » نزديك به چهار سال است كه با وجود اكران فيلمهايش كمتر خبري مربوط به بازي او مي شنويم!
- او فيلم به نمايش در نيامده نيز در كارنامه دارد: « رقص با رويا »
- پس از بازي در چهار فيلم متوالي از مسعود كيميايي (مرسدس، فرياد، اعتراض و سربازهاي جمعه) در بيست و پنجمين فيلم مسعود كيميايي جايي نداشت. او در كنار بهروز وثوقي، فرامرز قريبيان، فرامرز صديقي، فريبرز عرب نيا، داريوش ارجمند، محمدعلي فردين، سعيد راد، احمد نجفي، عزت الله انتظامي و بهرام رادان در نقش قهرمان هميشگي آثار كيميايي در چهار فيلم ايفاي نقش كرد.
فيلم شناسي:
- هدف (بهرام كاظمي - 1373)
- آخرين بندر (حسن هدايت - 1373)
- فاتح (بهرام ري پور - 1374)
- ماه و خورشيد (محمدحسين حقيقي - 1375)
- مرسدس (مسعود كيميايي - 1376)
- قرمز (فريدون جيراني - 1377)
- دوزن (تهمينه ميلاني - 1377)
- فرياد (مسعود كيميايي - 1377)
- متولد ماه مهر (احمدرضا درويش - 1378)
- اعتراض (مسعود كيميايي - 1378)
- زير پوست شهر (رخشان بني اعتماد - 1378)
- شب يلدا (كيومرث پوراحمد - 1379)
- رقص با رويا (محمود كلاري - 1380)
- بربادرفته (صدرا عبداللهي - 1381)
- ملاقات با طوطي (عليرضا داودنژاد - 1381)
- سربازهاي جمعه (مسعود كيميايي - 1382)
- هشت پا (عليرضا داودنژاد - 1383)
- بازنده (قاسم جعفري - 1383)
- باغهاي كندلوس (ايرج كريمي - 1383)
- مجردها (اصغر هاشمي - 1383)
- به آهستگي (مازيار ميري - 1383)
- نوك برج (كيومرث پوراحمد، 1384)
- خاك سرد (رضا سبحاني، 1384)
مجموعه هاي تلويزيوني:
- تماشاخانه (پوراحمد - از مجموعه « سرنخ »، 1375)
- روزهاي بيادماندني (مجموعه تلويزيوني - 1381)
تئاتر (نمايش):
- رومئو و ژوليت (علي رفيعي - نمايش، 1379)
- جايزه: بهترين بازيگر نقش اول مرد در هفدهمين جشنواره فيلم فجر براي فيلم « قرمز » (1377)
- جايزه: بهترين بازيگر نقش اول مرد در پنجمين جشن خانه سينما براي فيلم « شب يلدا » (1380)
- جايزه: بهترين بازيگر نقش اول مرد در پنجمين جشن دنياي تصوير براي فيلم « شب يلدا » (1380)
+ نوشته شده در شنبه 14 مهر1386ساعت   توسط Mi'ad
|

مهدي سلوكي در سال ۱۳۶۱ در اصفهان به دنيا آمد، ديپلم خود را در مقطع گرافيك گرفت و در سال ۱۳۷۵ با كليپ سريالي به نام گنجشك و ماه كاري از گروه كودك، فعاليت خود را در تلويزيون آغاز كرد، سپس به دنبال آن در برنامه نيم رخ و آقاي رئيس جمهور شركت جست و با سريال A«چراغهاي خاموشA» كاري از كاظم بلوچي چهره شد و در سريال A«روشنايي دشتA» كاري از عبدالله باكيده هم شركت كرده است كه اين سريال هنوز پخش نشده و به تازگي قرار است در سريالي ۹۰ قسمتي كه هنوز كليد نخورده و كاري است به كارگرداني كيومرث پوراحمد به همراه دكتر عزيزي و حديث فولادوند ايفاي نقش كند.
كودكي او
وي در مورد كودكي خود مي گويد: دوران كودكي ام را خيلي دوست داشتم، همان طور كه مي دانيد در اصفهان به دنيا آمدم، اما پس از مدتي به تهران آمديم و بزرگ شده محله نارمك هستم و در اين بين چندين مرتبه ديگر به خاطر شغل پدرم به اصفهان رفتيم، البته پيش از به دنيا آمدن من، خانواده ام در تهران زندگي مي كردند، دوران كودكي ام مثل ساير پسر بچه ها به بازيگوشي مي گذشت، در كودكي آرزو داشتم خلبان شوم، نقاشي را هم خيلي دوست داشتم، استعداد زيادي داشتم، سعي مي كردم تحصيلاتم را در اين زمينه ادامه دهم، اما نشد.
يكي از خاطرات با مزه من در كودكي يا شايد نوجواني مربوط مي شود به ۱۲ سالگي ام، كه روي سي و سه پل در حال دوچرخه سواري با يك موتور تصادف كردم و بيهوش شدم، بنده خدا پدر و مادرم تا دو روز از من بي خبر بودند و به تمام بيمارستان هاي شهر اصفهان سرك كشيدند تا اين كه مرا پيدا كردند.
بهترين مشوق هايم
بدون اغراق پدر و مادرم اولين مشوق هاي من بودند، آنها با فعاليت من در زمينه هنر هميشه موافق بودند و هيچ گاه مرا منع نكردند. و هميشه دوستان خوبي براي من بودند، در زندگي شخصي ام پدر و مادرم جزو بهترين دوستان من بودند و مي باشند. هم چنين تنها برادرم محمد... (گفتني است كه خانواده سلوكي از همين دو پسر تشكيل شده است).
خاطرات
ايفاي هنر هميشه داراي خاطرات خوب و بد است، يعني دنياي هنر بدون خاطره معنايي ندارد، مهدي سلوكي در مورد اين خاطرات مي گويد: A«فكر كنم مربوط به همين سريال چراغ هاي خاموش بود، ما در آن سريال روزي ۷، ۸ ساعت بايد جلوي دوربين بازي مي كرديم. در آن زمان موتوري زير پايم بود كه با آن به منزل مي رفتم، يك روز كه از صحنه فيلم برداري برمي گشتم، با پژو تصادف كردم و يك هفته كار خوابيد يك بار هم در سه صحنه روشنايي دشت، موتوري به من زد و فيلم برداري نيمه تمام ماند. در همان سريال يك بار هم هنگامي كه هوا بسيار سرد بود، داخل آب افتادم، خاطره اي بسيار زيبا بود كه هميشه در ذهن من مي ماندA».
آرزوهاي خوب
A«بزرگترين آرزويم در زمينه كاري ام مي باشد كه دوست دارم آدم موفقي در جامعه شوم، سعي كردم بيشتر خودم الگو باشم تا اين كه الگويي براي خود انتخاب كنم، دوست دارم آدمي باشم كه با بقيه فرق داشته باشمA».
از نگاه مهدي سلوكي رمز موفقيت چيست؟
A«فكر كنم اين بود كه نصيحت ها و راهنمايي هاي پدر و مادرم را با آغوشي باز پذيرفتم و هم چنين برادر بزرگترم را البته در زمينه هنري هم نبايد راهنمايي هاي A«كاظم بلوچيA» كارگردان چراغهاي خاموش را ناديده گرفت كه كمك هاي شاياني به من كرد. اما به طور كلي از نظر من انساني موفق است كه اطلاعات عمومي بالايي در همه زمينه ها داشته باشد.
هنر، استعدادي ذاتي است
هنر، از نگاه مهدي سلوكي چيست؟
A«هنر يك نوع استعداد ذاتي در انسان است، كه در اكثر آدم ها وجود دارد و انسان ها هر يك به نوعي در خود استعدادهايي دارند كه بايد آنها را شناخته و سپس پرورش دهندA».
آيا خود او هم به كارهاي هنري مي پردازد؟
A«همان طور كه گفتم به نقاشي علاقه زيادي دارم، از اين رو بعضي اوقات كارهاي گرافيكي انجام مي دهم، با يكي از دوستانم گالري نقاشي برگزار كرديم، به نام A«گالري سحرآميزA»، كه انواع و اقسام نقاشي هاي رنگ روغن، نقاشي روي پوست و هم چنين نقاشي هاي رئال در آن به نمايش گذاشتيم، البته با كمك دوستان...A» فكر مي كنيد كه مهدي سلوكي به جز هنر بازيگري به كاري مي پردازد؟
A«با برادرم دفتر مونتاژ فيلم داريم كه از اين كار بسيار راضي هستيمA».
پرسپوليسي ام
خيلي عجيب است، معمولا" هنرمندان بيشتر نمي گويند كه طرفدار چه تيمي هستند، اما مهدي سلوكي عكس ديگر همكارانش عمل كرد: A«طرفدار دو آتيشه پرسپوليسم، بهترين بازيكنان ايراني هم به نظر من علي كريمي و احمدرضا عابدزاده هستند، از تيم هاي خارجي هم طرفدار رئال مادريد هستمA».
و حال در زمينه هنر: A«بهترين فيلم به نظر من رنگ خدا است و بهترين فيلم خارجي، جنايت و مكافات، بهترين سريال: شب دهم، بهترين بازيگر مرد و زن ايراني: محمدرضا فروتن و كتايون رياحي و از خارجي ها، بايد به تام كروز و نيكول كيدمن اشاره كنم. بهترين كارگردان ايراني، مسعود كيميايي و كارگردان خارجي مارتين اسكورسيزي است..
+ نوشته شده در شنبه 14 مهر1386ساعت   توسط Mi'ad
|

بهنوش بختياري بازيگري كه در اكثر ساخته هاي مهران مديري حضور داشته و با نقش هاي متفاوت بر محبوبيت خود در بين سريال هاي تلويزيون افزوده است. بهنوش بختياري متولد 29/2/1354 در بيمارستان اقبال تهران و ساكن شهرك ژاندارمري است. پدرش بختياري و مادرش تهراني است. بهنوش عضو آخر يك خانواده 6 نفري است. يك خواهر و دو برادر بزرگ تر از خود دارد كه هر سه متاهلند.
در رشته مترجمي زبان ليسانس گرفته و با توجه به علاقه فراواني كه به اين رشته دارد به محض اين كه فرصتي پيدا كند، به سراغ اين رشته و ترجمه متون مي رود. با توجه به شايعات فراواني كه در مورد ازدواج او بر سر زبان هاست هنوز مجرد است و به قول خودش شايد اصلا ازدواج نكند.
با مجموعه هواي تازه ساخته محمد رحمانيان پا به عرصه بازيگري گذاشت و بعد از آن در مجموعه هاي وكيل محله، خانه قديمي، سايه ها و معجزه وكيل هم بازي كرد. قبل از بازيگري به عنوان منشي صحنه فعاليت مي كرد كه اين كار او را بسيار مسئوليت پذير و منظم بار آورد كه پايه گذار موفقيت هاي او در بازيگري بود. سال 75 به مدت يك سال زيرنظر خانم مهتاب نصيرپور در مدرسه رسام هنر دوره يك ساله تئاتر را گذراند كه به واسطه آن با ادبيات بازيگري آشنا شد. به موسيقي علاقه فراواني دارد، پدرش هم در اين وادي كار مي كند و يكي از دو برادرش هم در زمينه موسيقي فعال است.
در مجموعه زير آسمان شهر(3) و ورود ممنوع ممنوع به عنوان دستيار كارگردان در كنار مهران غفوريان حضور داشت. علاقه زيادي به فوتبال ندارد اما فوتبال هاي ملي رادنبال مي كند در صورتي كه فرصت پيدا كند به ورزش بدنسازي مي پردازد. علاقه اي به بيزينس ندارد. به قول خودش هر كسي جلوي او از پول و حساب و كتاب حرف بزند احساس مي كند او سرگرم صحبت به زبان اسپانيايي است.
عاشق خطاطي است و خيلي دلش مي خواهد اين هنر را به صورت حرفه اي دنبال كند. با توجه به مشغله كاري فراوان زياد به كارهاي خانه داري و آشپزي نمي رسد اما بسيار منظم و خوش سليقه است. چلوكباب از غذاهاي مورد علاقه اوست. عاشق لهجه بختياري پدرش است اما خودش به لهجه بختياري صحبت نمي كند. علاقه فراواني به مسافرت دارد. آخرين مسافرتش به شهر مقدس مشهد بود و سرعين اردبيل به يادماندني ترين نقطه اي بود كه به مسافرت رفته است.
علاقه فراواني به مطالعه دارد و تا فرصتي به دست آورد به مطالعه مي پردازد. او عاشق مطالعه كتاب هاي روان شناسي و رمان است. آخرين كتابي كه مطالعه كرده سلاخ خانه شماره 5 بود. در دوران كودكي برخلاف بسياري از بچه ها كه خيلي شلوغ و شر هستند دختر آرام و دوست داشتني بوده. به موسيقي كلاسيك علاقه فراواني دارد و از بين خوانندگان پاپ به صداي رضا صادقي، مرحوم ناصر عبداللهي و مازيار علاقه فراواني دارد. در صورتي كه وقت كند به سينما مي رود. او سعي مي كند همه فيلم هاي روز را ببيند. آخرين فيلمي كه در سينما ديده «وقتي همه خواب بودن» است.
علاقه فراواني به مهمانداري هواپيما دارد. او پذيرايي در اوج آسمان را عاشقانه دوستدارد. از خواندن شعر لذت مي برد، اما اصلا نمي تواند شعر بگويد و يا شعر حفظ كند ولي بسيار روحيه رمانتيكي دارد. آخرين كارهايش مستند ايرانگردي و كار 90 دقيقه اي «يك روزي زنجيرش رو پاره مي كنم» ساخته آقاي عباسي است كه هنوز پخش نشده.به بازي خانم ها ثريا قاسمي، مريلا زارعي، گوهر خيرانديش، ليلا حاتمي، سحر ولدبيگي و شقايق دهقان علاقه فراواني دارد.
تا به حال در اكثر كارهاي مهران مديري به ايفاي نقش پرداخته و در اكثر نقش هايش موفق ظاهر شده است، به هيچ عنوان از بازي كسي ايراد نمي گيرد و اهل بدگويي نيست. براي بازي چندين پيشنهاد دارد كه به خاطر بازي در مجموعه باغ مظفر به پيشنهادهايش جواب نه داده. او شرط بازي در كارهاي روتين را متن و كارگردان و عوامل خوب عنوان مي كند.
+ نوشته شده در شنبه 14 مهر1386ساعت   توسط Mi'ad
|

مهران مديري يكي از كارگردان هاي موفق تلويزيون و كارهاي متفاوت و طنزهاي روتين او زبانزد خاص و عام است. نوآوري و ارائه كارهاي متفاوت او باعث شده تا بينندگان فراواني با اسم او پاي تلويزيون بنشينند.مهران مديري، بازيگر و كارگردان توانايي است كه در قلب ها تك تك ايرانيان راه پيدا كرده، چه او را از جعبه جادويي ببينيد، چه نبينيد... از او چه مي دانيد.
• متولد دي ماه سال 1340، پدر و مادرش اراكي هستند اما او در تهران به دنيا آمد.
• پدرش كارمند وزارت نيرو است و مهران آخرين فرزند يك خانواده شش نفره، او سه برادر بزرگ تر از خود دارد.
• بزرگ ترين برادرش از پيانيست هاي قابل است و برادر دومش نقاش و گرافيست. در خانواده مديري هنر اهميت فراواني دارد.
• از پنج سالگي با موسيقي آشنا شد و از 12 سالگي تنها به موسيقي كلاسيك گوش مي داد. او يكي از كامل ترين آرشيوهاي موسيقي كلاسيك را دارد.
• در كودكي زياد شر و شور نبود اما بسيار كنجكاو بود، به طوري كه در غياب برادرش به اتاق او مي رفت و تمام كتاب هاي نقاشي اش را زير و رو مي كرد.
• برادر نقاشش (حميد) در سوئد زندگي مي كند. هنر و ادب موجب شد تا مهران تاثير فراواني از او بگيرد.
• اولين تئاتر زندگيش را در دبستان بازي كرد. او در اين تئاتر نقش لوطي را به خوبي ايفا كرد تا نشان بدهد كه هنر در خونش است.
• همواره به دنبال تجربه و مطالعه بود به طوري كه آشنايي با كارهاي «سالواتور دالي» تاثير زيادي بر روي او گذاشت كه آثار آن هنوز هم در مهران مشهود است.
• در شانزده سالگي جذب تئاتر شد و اولين كار حرفه اي اش را تمرين كرد اما اين كار هرگز بر سر صحنه نرفت اما موجب شد تا او بيشتر با تئاتر آشنا شود.
• همه با حضورش در عرصه هنر موافق بودند. هنوز هم اعضاي خانواده اش بهترين كارشناسان و منتقدان كارهايش هستند.
• با مدرك ديپلم علوم انساني سال 1361 به راديو رفت و در اين رسانه ملي به فعاليت پرداخت.
• مدت شش، هفت سال گوينده و بازيگر يكي از مجموعه هاي پرطرفدار راديو به نام «داستان شب» بود.
• همزمان با كار راديو از فعاليت هاي تئاتر غافل نمي شد و چند نمايش را به روي صحنه داشت، كار گويندگي باعث كامل شدن صداي او شد.
• سال 1366 اولين تئاتر طنزش را بازي كرد. اين تئاتر كه «پانسيون» نام داشت در تئاتر مولوي روي صحنه رفت.
• در اواخر 1371 در نمايشي در نياوران، نصرا... رادش، سليماني فرد و صيادي را كشف كرد كه بعدها در بسياري از كارها با او همكاري داشتند.
• گروه مديري به سرعت به شهرت رسيد. در سال 1372 با داريوش كاردان اولين برنامه نوروزي خود را ساخت.
• در سال 1373 طنز متفاوت «ساعت خوش» را ساخت كه با استقبال فراواني از سوي مردم روبه رو شد.
• ساعت خوش يكي از بهترين و پربيننده ترين برنامه هاي طنز تلويزيوني شد اما به دليل مشكلاتي كه به وجود آمد برنامه تعطيل شد.
• با وجود دامن زدن مطبوعات به حاشيه ها مديري هرگز اسير حواشي مطبوعات و شايعه هاي فراوان نشد و كارش را ادامه داد.
• از ساعت خوش به بعد دور مطبوعات را خط كشيد و بسيار كم مصاحبه كرد. او هنوز هم از مطبوعات دلخور است.
• فيلم ديدار ساخته محمدرضا هنرمند هم كه قبل از ساعت خوش با بازي مهران مديري ساخته شده بود پاسوز «ساعت خوش» شد و به موقع اكران نشد.
• اوايل دهه 70 از راديو به تلويزيون رفت و در تلويزيون اولين كارهاي او «نشانه هاي نور» و «باغ گيلاس» بودند.
• مردم كه تا آن زمان با صداي او آشنا بودند در باغ گيلاس با چهره اش نيز آشنا شدند. او در اين سريال تا حدودي به شهرت رسيد.
• در سال 1371 وارد سينماي حرفه اي شد. در «ديگه چه خبر» دستيار طراح صحنه بود و عضو گروه كارگرداني تهمينه ميلاني.
• با نوروز «77» دوباره به جعبه جادويي برگشت اولين تصويرش را مردم بعد از پنج سال نشناختند و موهايش كاملا سفيد شده بود.
• با جنگ 77 توانست 85 درصد مردم ايران را پاي تلويزيون بنشاند. نبوغ او در عدم تكرار خود و نوآوري هاي پايان ناپذيرش است.
• علت موفقيت او ارائه شيوه جديد مجري گري و بازيگري و حضور توامان نقش و واقعيت است، با يك دوربين غوغا كرد و به شيوه تئاتري كار را بدون قطع مي گرفت.
• اولين كسي است كه طرح برنامه هاي نود قسمتي و روتين را اجرا كرد. او اعتقاد دارد بايد با مردم صادق و روراست بود.
• هنوز هم خيلي ها از سوژه ها و ايده هاي او كپي برداري مي كنند. مديري در موسيقي و خوانندگي هم دستي بر آتش دارد. حتي كنسرت هم اجرا كرده و تيتراژ شب هاي برره و باغ مظفر را خودش خوانده است.
• او اولين برنامه سازي است كه پشت صحنه كارهايش را به مردم نشان داد.
• صداقت را بزرگ ترين صفت آدمي مي داند. او معتقد است چرا مردم نبايد حقايق، اشتباهات و تپق هاي ما را ببينند.
• متاهل است و صاحب يك پسر و يك دختر است.
• در كارش بسيار جدي است و براي كارش زمان مي گذارد به طوري كه در طول يك كار كمتر مي تواند به خانواده اش سر بزند و آنها را ببينند.
• سال 1378 اولين كاست دكلمه او به بازار موسيقي آمد.
• «از روي سادگي» اولين آلبوم پاپش بود كه در سال 1378 به بازار آمد و با استقبال طرفدارانش روبه رو شد.
• آشنايي با حميد و مجيد آقاگليان زندگي حرفه اي او را عوض كرد و با پاورچين به خلق شاهكاري بدون تكرار رسيد.
• با جايزه بزرگ در نوروز 1384 ثابت كرد توان مديريت هر كاري را دارد.
• تنها بازيگر و سازنده تاريخ نمايش ايران است كه صرف نامش در اثري، مردم را پاي تلويزيون ميخكوب مي كند. حضور در كنار او مبدل به رمز موفقيت خواهد شد.
+ نوشته شده در شنبه 14 مهر1386ساعت   توسط Mi'ad
|

تاريخ تولد: 14 آبانماه 1359
محل تولد : تهران ر سينما ما معروف است که مسعود کميايي به نوعي کاشف استعدادهاي جوان است . اين نکته جهت حضور ستارگان صاحب نامي که امروزه در سينماي ما جايگاه خاصي پيدا کرده اند ،کاملا هويدا است . تنها هديه تهراني و محمدرضا فروتن دو نمونه از اين سوپر استار هاي دهه اخير سينماي ما بوده اند که با کليد طلايي کميايي وارد دنياي اعجاب انگيز سينما شدند و هر چند استارت اوليه همراه توسط يک کارگردان و يا تهيه کننده زده مي شود اما مسئله اصلي نوع و نگاه بازيگر به هنر و مقوله بازيگري است که خود باعث ماندگاري و يا اوفل او مي شود . يکي از اين استعدادهايي که نخستين بار در يکي از کارهاي در خود توجه مسعود کميايي فرصت حضور يافت شيلا خداد است . بازيگر جوان و مستعدي که بر خلاف ادعاي بسياري که علاقه مندي صرفشان به تئاتر قلمداد مي کنند و مدعي خوردن خاک صحنه هستند ،کارش را بازي در فيلم هاي سينمايي شروع کرد ،بدون آن که پرونده اي از نقش هاي کوتاه از اپيزودهاي تلويزيوني داشته باشد .
شيلا خداداد در 14 آبان ماه سال 1359 در تهران متولد شده و داراي مدرک مهندسي شيمي مي باشد .
او اولين بار بازيگري را با بازي در فيلم اعتراض کيميايي شروع کرد . اعتراض جولانگاه خوبي براي يک جوان با استعداد کم تجربه مانند شيلا بود و بازي در کنار کساني چون داريوش ارجمند ،ميترا حجار و محمد رضا فروتن تجربه خوبي براي او به شمار مي رفت. مدتي بعد حميد لبخنده کارگردان معروف سريال در پناه تو که خود بازيگراني چون پارسا پيروز فر و ليعا زنگنه را به سينماي ايران شناسانده بود براي فيلم جديدش يعني آبي در کنار هديه تهراني ،بهرام رادان و حسن جوهرچي از وجود شيلا خداداد بهره جست . شيلا در آبي نقش يک مادر جوان و بارداررا علي رغم سکانسهاي محدود به خوبي ايفا کرد و همين مقدمه خوبي براي شناخته شدن وي در فيلم عيسي مي آيد علي ژکان تا در اين فيلم هنرپيشه نقش اول زن باشد.
او در سال 82 در فيلم قلبهاي نا آرام در نقش يک عروس به کارگرداني مجيد مظفري و تهيه کنندگي اميد نجيب زاده در نقش مقابل حميد خندان (خواننده) ظاهر شد اما فيلم به موفقيتي چنداني نرسيد. قاسم جعفري کاگردان خوش سليقه صدا و سيما در يک اقدام بي سابقه در در تاريخ تلويزيون در دهه اخير ،طرح يک سريال دو زبانه را به مرحله اجرا در آورد. سريال که از جذابيتهاي خاص مردم هندوستان که همواره در کشور ما محبوبيت خاصي دارند استفاده کرد. ترکيب و تلفيق دو مليت ،دو خانواده ،دو فرهنگ و دو زبان و تکرار همان داستانهاي قديمي فيلم هاي هندي که دختر و پسري عاشق هم مي شوند و خانواده ها مخالفند و ساز ناکوک مي زنند و با سنگ اندازي مشکلات فراواني بر سر راه دو دلدار ايجاد مي کنند توليد شد.
نکته قابل توجه و در خور تحسين اين سريال فرو رفتن ماهرانه و حرفه اي شيلا خداداد در قالب يک دختر نجيب زاده هندي است.ضمن اين که با کوشش هاي مستمر و خالصانه زبان شناسي چون ايرج نوذري ،شيلا خداداد کاملا لهجه و گويشي هندي وار دارد مي توان او را به عنوان يک دختر هندي تلقي کرد.و اما بازي آخر او در فيلم ازدواج به سبک ايراني به کارگرداني حسين فتحي در کنار بازيگراني مطرحي چون داريوش ارجمند فاطمه گودرزي ،دانيل هولمز،لادن طباطبايي ،محمد رضا شريفي نيا و حسام نواب صفوي نقش شرين را ايفا کرده است.
داستان از اين قرار است که يک جوان آمريکايي براي شرکت در توري براي ديدن نقاط تاريخي ايران به آژانسي مي رود که شيرين خانم (شيلا خداداد)در آن کار مي کند و در همان نگاه اول ،مثل قصه هاي شاه پريان يک دل نه صد دل عاشق شيرين خانم مي شود و دل به او مي بازد . اما ماجرا به همين سادگي ها نيست حاج ابراهيم(داريوش ارجمند ) دختر به خارجي نمي دهد به خصوص از نوع آمريکايي اش باشد و حالا تازه کشمکش ها آغاز شده است...
او دوران تحصيل خود را با موفقيت سپري کرد و در سال 75 وارد دبيرستان شد . در دبيرستان در رشته رياضي فيزيک به تحصيل پرداخت و در سال 78 با معدل 17 فارق التحصيل شد و به دانشگاه راه يافت . در دانشگاه رشته مهندسي فيزيک را برگزيد و در اين رشته شروع به تحصيل کرد. شيلا خداداد به طور کاملا اتفاقي توسط مسعود کيميايي وارد عرصه سينما شد و در کنار بزرگان اين رشته شروع به کار کرد.او تاکنون در فيمهاي« اعتراض ، آبي ، عيسي مي آيد ، قلبهاي ناآرام » و مجموعه تلويزيوني « مسافري از هند » ايفاي نقش نموده . وي همچنين در رشته موسيقي نيز فعاليت دارد و در چند گروه موسيقي مشغول به کار است. ورزش مورد علاقه او فوتبال و واليبال ، وتيم مورد علاقه اش استقلال است..
+ نوشته شده در شنبه 14 مهر1386ساعت   توسط Mi'ad
|

• متولد 1334 در محله عشرت آباد تهران.
• اصالتا شمالي است اما بزرگ شده محله عشرت آباد است متاهل و دو دختر به نام هاي مريم و سارا دارد.
• از كودكي عاشق بازيگري بود و با استفاده از جعبه هاي پودر لباسشويي و چسباندن عكس و گويندگي بچه هاي محل را دور خود جمع مي كرد.
• با پول هاي عيدي خود به سينما مي رفت. بهترين تفريح زمان كودكي اش سينما رفتن بود.
• عشق به بازيگري در 15 سالگي او را به كلاس هاي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان كشاند.
• دوره كلاس هاي هنرهاي زيبا را به صورت شبانه گذراند.
• كار تئاتر را به طور جدي در سال 1358 با بازي در نمايشي به كارگرداني مرحوم رضا ژيان و سياوش طهمورث شروع كرد.
• «پيكرتراش» فيلم سينمايي بود كه از آن به عنوان كار دوم خود ياد مي كند اما اين فيلم به اكران عمومي در نيامد و هيچ وقت ديده نشد.
• در آغاز جنگ در فيلم سربداران هم نقش كوتاهي را ايفا كرد كه اين آخرين فيلم او قبل از شروع جنگ تحميلي بود.
• با شروع جنگ تحميلي به مدت شش سال از عرصه هنر دور ماند.
• در زمان خدمت سربازي همچنان به كار تئاتر مشغول بود «سبزه دوست بچه ها» تئاتري بود كه او در اين دوران به همراه مرحوم رضا ژيان براي بچه ها اجرا مي كرد.
• در سال 69 در كلاس مديريت سينما شركت كرد و پذيرفته شد و مديريت سينما عصر جديد را به عهده گرفت.
• مديريت سينما آزادي او را دوباره به دوستان قديمي اش رساند كه اين ديدار مجدد موجب روي آوردن دوباره لولايي به بازيگري شد.
• «فراموشخانه» مجموعه اي بود كه با آن كار و بارش رونق يافت به همين خاطر از مديريت سينما استعفا داد و به بازيگري روي آورد.
• بهترين فيلمي كه در هنگام مديريتش در سينما اكران شد «مادر» بود كه هميشه از آن به خوبي ياد مي كند.
• سال 1372 از مديريت سينما آزادي استعفا داد و دقيقا يك سال و نيم بعد، سينما آزادي دچار آتش سوزي شد.
• عشق و علاقه او به بازيگري حتي در زمان مديريت سينما لحظه اي او را رها نمي كرد به طوري كه هرگاه فرصتي به دست مي آورد زود جيم مي زد و خود را به سر صحنه مي رساند.
• با ساعت خوش قدم به عرصه طنز گذاشت. داريوش كاردان اولين كسي بود كه قابليت هاي او را در اين وادي كشف كرد.
• در ساعت خوش بيشتر از همه عوامل با مهران مديري و رضا عطاران رابطه بهتري داشت.
• مديريت سينما مانع ازحضور مدام او در سريال ساعت خوش مي شد. به همين دليل بازيگري را به مديريت سينما ترجيح داد.
• با خشايار مستوفي حسابي گل و خود را به جامعه طنز معرفي كرد.
• در بازيگري تنها مشوق خود را مادرش معرفي مي كند و هميشه به خاطر صداقت و روراستي اش زبانزد خاص و عام است.
• نقاشي تنها هنري است كه به بازيگري نزديك مي داند او عاشق كارهاي آنتوان چخوف است.
• صبر و تحمل زيادي دارد و بسيار كم حرف است اما خودش را هيچ وقت دست كم نمي گيرد.
• خودش معتقد است حميد لولايي آدم بي آزاري است. اخلاق او در منزل بسيار عالي است.
• بسيار دل رحم و مهربان است و بسيار علاقه دارد به ديگران ابراز محبت كند.
• عاشق سواركاري است و فوتبال را خيلي دوست دارد.
• عاشق بازي چارلي چاپلين است. در بچگي براي ديگران اداي چارلي چاپلين را در مي آورد.
• به بازي پرويز پرستويي علاقه فراواني دارد و از عطاران به عنوان آدم خوش فكر و بسيار فروتن ياد مي كند.
• از تلخ ترين خاطره هاي زندگي اش فوت مادر خانمش بود كه روي او تاثير زيادي داشت.
• تعصب خاصي روي دو تيم پرسپوليس و استقلال ندارد اما به بازي مهدي مهدوي كيا در تيم ملي علاقه مند است..
+ نوشته شده در شنبه 14 مهر1386ساعت   توسط Mi'ad
|

حسين پناهي دژکوه در ???? در روستاي دژکوه از توابع شهرستان كهگيلويه (دهدشت-سوق)در استان کهکيلويه و بويراحمد متولد شد. پس از اتمام تحصيل در بهبهان به توصيه و خواست پدر براي تحصيل به مدرسه ي آيت الله گلپايگاني رفته بود و بعد از پايان تحصيلات براي ارشاد و راهنمايي مردم به محل زندگي اش بازگشت.چند ماهي در كسوت روحانيت به مردم خدمت مي كرد. تا اينكه زني براي پرسش مساله اي كه برايش پيش آمده بود پيش حسين مي رود.از حسين مي پرسد كه فضله ي موشي داخل روغن محلي كه حاصل چند ماه زحمت و تلاش ام بود افتاده است، آيا روغن نجس است؟ حسين با وجود اينكه مي دانست روغن نجس است،ولي اينرا هم مي دانست كه حاصل چند ماه تلاش اين زن روستايي، خرج سه چهار ماه خانواده اش را بايد تامين كند، به زن گفت نه همان فضله و مقداري از اطراف آنرا در بياورد و بريزد دور،روغن ديگر مشكلي ندارد.بعد از اين اتفاق بود كه حسين علي رغم فشارهاي اطرافيان، نتوانست تحمل كند كه در كسوت روحانيت باقي بماند. اين اقدام حسين به طرد وي از خانواده نيز منجر شد.حسين به تهران آمد و در مدرسه ي هنري آناهيتا چهار سال درس خواند و دوره بازيگري و نمايشنامه نويسي را گذراند.
پناهي بازيگري را نخست از مجموعه تلويزيوني محله بهداشت آغاز کرد. سپس چند نمايش تلويزيوني با استفاده از نمايشنامه هاي خودش ساخت که مدت ها در محاق ماند.
با پخش نمايش دو مرغابي درمه از تلويزيون که علاوه بر نوشتن و کارگرداني خودش نيز در آن بازي مي کرد، خوش درخشيد و با پخش نمايش هاي تلويزيوني ديگرش، طرف توجه مخاطبان خاص قرار گرفت.
نمايش هاي دو مرغابي درمه و يک گل و بهار که پناهي آنها را نوشته و کارگرداني کرده بود، بنا به درخواست مردم به دفعات از تلويزيون پخش شد.
در دهه شصت و اوايل دهه هفتاد او يکي از پرکارترين و خلاق ترين نويسندگان و کارگردانان تلويزيون بود.
به دليل فيزيک کودکانه و شکننده، نحوه خاص سخن گفتن، سادگي و خلوصي که از رفتارش مي باريد و طنز تلخش بازيگر نقش هاي خاصي بود. اما حسين پناهي بيشتر شاعربود. و اين شاعرانگي در ذره ذره جانش نفوذ داشت. نخستين مجموعه شعر او با نام من و نازي در ???? منتشرشد،اين مجموعه ي شعر تا كنون بيش از شانزده بار تجديد چاپ شد و به شش زبان زنده ي دنيا ترجمه شده است.
کارنامه هنري
فيلم ها :
گذرگاه /گال/تيرباران /هي جو/نار و ني /در مسير تندباد /ارثيه /راز کوکب/ سايه خيال/چاووش /اوينار /هنرپيشه/مهاجران /مرد ناتمام /روز واقعه/آرزوي بزرگ/بلوغ /مريم مقدس /قصه هاي کيش ( اپيزود اول، کشتي يوناني ) /بابا عزيز
مجموعه هاي تلويزيوني :
محله بهداشت/گرگها/رعنا/آشپزباشي/کوچک جنگلي/روزي روزگاري/مثل يک لبخند/ايوان مدائن/خوابگردها/هشت بهشت/امام علي/همسايه ها/دزدان مادربزرگ/آژانس دوستي/شليک نهايي/آواز مه
کتابها:
من و نازي/ستاره/چيزي شبيه زندگي/دو مرغابي درمه/گلدان و آفتاب/پيامبر بي کتاب/دل شير
علاوه بر اينها دو نوار با شعر و صداي حسين پناهي نيز منتشر شده است.«سلام خداحافظ» و « ستاره».
جوايز :
>> کانديد سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش مکمل مرد (مهاجران)
[ دوره 11 جشنواره فيلم فجر (مسابقه سينماي ايران) - سال 1371 ]
>> کانديد سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش مکمل مرد (در مسير تندباد)
[ دوره 7 جشنواره فيلم فجر (مسابقه سينماي ايران) - سال 1367 ]
>> کانديد سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول مرد (سايه خيال)
[ دوره 9 جشنواره فيلم فجر (مسابقه سينماي ايران) - سال 1369 ]
>> برنده ديپلم افتخار بهترين بازيگر نقش اول مرد (سايه خيال)
[ دوره 9 جشنواره فيلم فجر (مسابقه سينماي ايران) - سال 1369 ]
+ نوشته شده در شنبه 14 مهر1386ساعت   توسط Mi'ad
|

نام اصلي: سيمين
نام خانوادگي اصلي: معتمدآريا
سمت (در بخش هاي): بازيگران
تاريخ تولد: 1340
محل تولد: تهران
مدرك تحصيلي: ديپلم دانشسراي هنر
شروع فعاليت از سال 1352 با شركت در كلاسهاي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان و فعاليت در نمايشهاي عروسكي.
فعاليت به عنوان عروسك گردان.
شروع فعاليت در تلويزيون با عروسك گرداني مجموعه مدرسه موش ها در سال 1360.
شروع فعاليت در تئاتر با اجراي نمايش هاي عروسكي براي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان.
برنده لوح زرين بهترين بازيگر نقش دوم زن در هفتمين جشنواره فيلم فجر براي بازي در فيلم برهوت (محمدعلي طالبي) در سال 1367.
برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش دوم زن در دهمين جشنواره فيلم فجر براي بازي در فيلم مسافران (بهرام بيضايي) در سال 1370.
برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن در يازدهمين جشنواره فيلم فجر براي بازي در فيلم يكبار براي هميشه (سيروس الوند) در سال 1371.
برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن در دوازدهمين جشنواره فيلم فجر براي بازي در فيلم همسر (سيروس الوند) در سال 1372.
1384 تقاطع ( ابوالحسن داودي ) [بازيگر]
1384 كارگران مشغول كارند ( ماني حقيقي ) [بازيگر]
1384 زير درخت هلو ( ايرج طهماسب ) [بازيگر]
1383 يك بوسه كوچولو ( بهمن فرمان آرا ) [بازيگر]
1383 گيلانه ( رخشان بني اعتماد محسن عبدالوهاب ) [بازيگر]
1381 كلاه قرمزي و سروناز ( ايرج طهماسب ) [بازيگر]
1381 به من نگاه كن ( شهرام اسدي ) [بازيگر]
1380 دختر شيريني فروش ( ايرج طهماسب ) [بازيگر]
1380 عزيزم من كوك نيستم ( محمدرضا هنرمند ) [بازيگر]
1378 آسمان پر ستاره ( حسن قلي زاده ) [بازيگر]
1378 عينك دودي ( محمدحسين لطيفي ) [بازيگر]
1378 يكي بود يكي نبود ( ايرج طهماسب ) [بازيگر]
1377 شوخي ( همايون اسعديان ) [بازيگر]
1377 عشق + 2 ( رضا كريمي ) [بازيگر]
1377 مرد عوضي ( محمدرضا هنرمند ) [بازيگر]
1376 زندگي ( اصغر هاشمي ) [بازيگر]
1376 مهر مادري ( كمال تبريزي ) [بازيگر]
1376 بانوي ارديبهشت ( رخشان بني اعتماد ) [بازيگر]
1374 مرد آفتابي ( همايون اسعديان ) [بازيگر]
1373 كلاه قرمزي و پسر خاله ( ايرج طهماسب ) [بازيگر]
1373 سفر ( عليرضا رييسيان ) [بازيگر]
1373 روسري آبي ( رخشان بني اعتماد ) [بازيگر]
1372 همسر ( مهدي فخيم زاده ) [بازيگر]
1371 هنرپيشه ( محسن مخملباف ) [بازيگر]
1371 يكبار براي هميشه ( سيروس الوند ) [بازيگر]
1370 مسافران ( بهرام بيضايي ) [بازيگر]
1370 ناصرالدين شاه آكتور سينما ( محسن مخملباف ) [بازيگر]
1368 ريحانه ( عليرضا رييسيان ) [بازيگر]
1367 برهوت ( محمد علي طالبي ) [بازيگر]
1367 ستاره و الماس ( سيامك شايقي ) [بازيگر]
1366 تحفه ها ( ابراهيم وحيدزاده ) [بازيگر]
1366 گمشدگان ( محمدعلي سجادي ) [بازيگر]
1366 جهيزيه براي رباب ( سيامك شايقي ) [بازيگر]
1366محموله ( سيروس الوند ) [بازيگر]
1366 ياد و ديدار ( رجب محمدين ) [بازيگر]
1365 جدال ( محمدعلي سجادي ) [بازيگر]
1363 شهر موش ها ( محمد علي طالبي ) []
كانديد سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن (گيلانه)
[ دوره 22 جشنواره فيلم فجر (مسابقه سينماي ايران) - سال 1382 ]
>> كانديد تنديس زرين بهترين بازيگر نقش اول زن (گيلانه)
[ دوره 8 جشن خانه سينما (مسابقه) - سال 1383 ]
>> كانديد لوح زرين بهترين بازيگر زن (گيلانه)
[ دوره 6 منتخب سايت ايران اكتور (بهترين هاي سال) - سال 1384 ]
>> كانديد تنديس زرين بهترين بازيگر نقش اول زن (دختر شيريني فروش)
[ دوره 6 جشن خانه سينما (مسابقه) - سال 1381 ]
>> كانديد لوح زرين بهترين بازيگر زن (دختر شيريني فروش)
[ دوره 3 منتخب سايت ايران اكتور (بهترين هاي سال) - سال 1382 ]
>> برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش مكمل زن (مسافران)
[ دوره 10 جشنواره فيلم فجر (مسابقه سينماي ايران) - سال 1370 ]
>> كانديد سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن (هنرپيشه)
[ دوره 11 جشنواره فيلم فجر (مسابقه سينماي ايران) - سال 1371 ]
>> برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن (يكبار براي هميشه)
[ دوره 11 جشنواره فيلم فجر (مسابقه سينماي ايران) - سال 1371 ]
>> كانديد لوح زرين بهترين بازيگر نقش مكمل زن (جهيزيه براي رباب)
[ دوره 6 جشنواره فيلم فجر (مسابقه سينماي ايران) - سال 1366 ]
>> برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن (همسر)
[ دوره 12 جشنواره فيلم فجر (مسابقه سينماي ايران) - سال 1372 ]
>> برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش مكمل زن (برهوت)
[ دوره 7 جشنواره فيلم فجر (مسابقه سينماي ايران) - سال 1367 ]
>> كانديد سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن (ريحانه)
[ دوره 8 جشنواره فيلم فجر (مسابقه سينماي ايران) - سال 1368 ]
>> كانديد لوح زرين بهترين بازيگر زن (عينك دودي)
[ دوره 1 منتخب سايت ايران اكتور (بهترين هاي سال) - سال 1380 ]
>> كانديد سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن (زندگي)
[ دوره 16 جشنواره فيلم فجر (مسابقه سينماي ايران) - سال 1376 ]
>> كانديد سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن (روسري آبي )
[ دوره 13 جشنواره فيلم فجر (مسابقه سينماي ايران) - سال 1373 ]
+ نوشته شده در شنبه 14 مهر1386ساعت   توسط Mi'ad
|

اکبر عبدي بازيگر ايراني است. او که ابتدا با بازي در سريال هاي تلويزيوني محبوب شد, به علت ايفاي نقش هاي کمدي از معروف ترين چهره هاي سينما و تلويزيون ايران است.
زندگي
اکبر عبدي بازيگري را از تلويزيون آغاز کرد و به علت درخشش در مجموعه هاي طنز, محبوب شد. با بازي در فيلم اجاره نشينها به جهان سينما هم راه يافت و در سال 1368 براي بازي زيبا در فيلم مادر ساخته علي حاتمي برنده سيمرغ بلورين نقش دوم مرد از هجدهمين جشنواره فيلم فجر شد. از بازي هاي به يادماندني او مي توان به فيلم هاي هنرپيشه (محسن مخملباف) و آدم برفي(داود ميرباقري) اشاره کرد.
اکبر عبدي نيمه دوم دهه هفتاد را در سکوت سينمايي سپري کرد و تا حدودي از محبوبيت و شهرت او کاسته شد. بازي او در چند فيلم کمدي در اواخر دهه هفتاد هم خيلي مورد توجه واقع نشد و با وجوذ اينکه در سال 1380 و در جشنواره بيستم فيلم فجر براي بازي در فيلم نان و عشق و موتور هزار کانديد جايزه شد، اما بسياري معتقدند که او ديگر به دوران اوج خود , يعني زماني که از مشهورترين و پولسازترين بازيگران ايران بود, برنخواهد گشت.
فيلمشناسي
اين فهرست ناقص است
مردي که موش شد (1364)
اجاره نشينها(داريوش مهرجويي، 1365)
ماموريت (حسن زندباف، 1365)
گراند سينما (حسن هدايت، 1367)
اي ايران (ناصر تقوايي، 1368)
دزد عروسکها (محمدرضا هنرمند، 1368)
ريحانه (عليرضا رئيسيان، 1368)
مادر (علي حاتمي، 1368)
در آروزي ازدواج (اصغر هاشمي، 1369)
مدرسه پيرمردها (علي سجادي حسيني، 1370)
دلشدگان (علي حاتمي، 1370)
ناصرالدين شاه اکتور سينما (محسن مخملباف، 1370)
امام علي (ع) (مجموعه، داود ميرباقري، 1370)
هنرپيشه (محسن مخملباف، 1371)
آرزوي بزرگ (خسرو شجاعي، 1373)
آدم برفي (داود ميرباقري 1373)
پاکباخته (غلامحسين لطفي، 1374)
مرد آفتابي (همايون اسعديان، 1374)
شب روباه (همايون اسعديان، 1375)
عشق گمشده (سعيد اسدي، 76/1375)
افسانه پوپک طلايي (خسرو شجاعي، 1376)
جنگجوي پيروز (مجتبي راعي، 1377)
راه سوم (مجموعه، قاسم جعفري، 1377)
تارزن و تارزان (علي عبدالعلي زاده، 1379)
دارا و ندار (فريدون حسن پور، 1379)
نان و عشق و موتور 1000 (ابوالحسن داودي، 1379)
زير آسمان شهر (سري سوم، مهران غفوريان، 1381)
کفشهاي جيرجيرک دار (شاپور قريب، 1381)
+ نوشته شده در شنبه 14 مهر1386ساعت   توسط Mi'ad
|

حامد کميلي متولد 14 تير ماه سال 1361 در اصفهان . داراي مدرک کارشناسس مديريت بازرگاني و کارداني کامپيوتر . داراي 10 سال فعاليت تئاتر در پروندهي هنري خودش .
فصل مورد علاقه : پاييز
چون به گفته ي خودش در پاييز غمي وجود دارد که در عين شادي نهفته هم دارد . داراي شش سال سابق آشنايي با ساز پيانو .
کارهاي مورد علاقه در اوقات فراغت : خواندن فيلنامه / تماشاي فيلم / نوازندگي پيانو و همراهي با خانواده .
داراي 2 برادر 2 قلو به نام هاي احسان و ايمان که هر دو تازه وارد دانشگاه شدند .
احسان عمران و ايمان معماري مي خواند .
وضعيت تاهل : مجرد ...
حامد کميلي کارشناس مديريت بازرگاني است .اهل اصفهان است . کارش را با تئاتر در اصفهان شروع کرده و بعد در تهران ادامه داده و در اين رشته از شاگردان فريدون خسروي و گلاب آدينه بوده است.جايزه ي بهترين بازيگران تئاتر فجر را برده است.دو کار ملک دل به کارگرداني سعيد سعدي و حرف ربط فريدون خسروي را آماده ي کار دارد.
او اهل مطالعه است وبه آينده اش اميدوار . اطرافيانش از او به عنوان انساني پاک ساده و صميمي ياد مي کنند . در زمينه ي روانشناسي مطالعات زيادي دارد. پيانو وتار مي نوازد . بسکتبال هم بازي مي کند. از خواننده ها به شهرام ناظري علاقه مند است. از بازيگران خارجي آل پاچينو شون پن و از بازيگران ايراني علي نصيريان و پرويز پرستويي و رضا کيانيان را دوست دارد . او مي گويد: براي انتخاب نقش اولين چيزي که برايم مهم است ارتباط اوليه خودم با نقش است. ولي نقش هايي که خيلي خاص باشند و بتوان به شکلي ويژه به آنها نگاه کرد و نقشهايي که حرفي براي گفتن داشته باشند برايم خيلي باارزشند. دوست دارم در هر نقشي که ايفا مي کنم هميشه حرفي براي گفتن داشته باشم..
+ نوشته شده در شنبه 14 مهر1386ساعت   توسط Mi'ad
|

نام : بهرام رادان
تاريخ تولد: 8 ارديبهشت 1358
او را به جرات مي توان يک استعداد تمام عيارو يک حادثه کم سابقه سينماي ايران دانست. اگر چه حضور اولش تنها به يک چهره و چشم آبي و زيبا محدود مي شد ، اما رادان ثابت کرد که مي تواند در حد و اندازه هاي يک ستاره بدرخشد . انتخابهاي بعدي رادان در عمده موارد ، آگاهانه او را به مسيري درست هدايت کرد که امروز مي تواند با افتخار آن تنديس زرشک زرين را براي شور عشق ناديده بگيريد. بهرام متولد 1358 و کارشناس مديريت بازرگاني است ، او در سال 78 در آموزشگاه هيوا فيلم بازيگري را آموخت و همان سال براي بازي در شور عشق ساخته نادر مقدس انتخاب شد . داستان عاشقانه فيلم و چهره جذاب دو جوان اول کار يعني رادان و ومهناز افشار فروش فيلم به زيبايي شکوفا شد و او امروز خود را به نمايش بگذارد.
استعدادهاي دروني رادان در هر فيلم در هر فيلم به زيبايي شکوفا شد و امروز ستاره اي است که مورد توجه هر کارگرداني قرار گرفته و تقريبا هر نقشي را در کارنامه اش بازي کرده. حضور بعدي او درآبي به کارگرداني حميد لبخنده باز مي گردد که سال 79 ساخته شد و او در کنار سوپر استاري چون هديه تهراني به زور آزمايي مي پرداخت. ساقي را در کنار يکتا ناصر بازي کرد که همان سال ساخته شد . اما چندان کار قابل توجهي نبود . سال 80 آواز قو از او به اکران در آمد که نقش مقابلش بر عهده ساره آرين بود. اين فيلم ساخته سعيد اسدي با فروش بسيار بالايي روبرو مي شود و بازي رادان مورد توجه هئات داوران قرار مي گيرد و او را کانديدا دريافت جايزه نقش اول مي کنند . از اينجا به بعد رادان مي شود ستاره اول سينماي ايران که بالا طرفداران بيشماري مواجه بود. همان سال در تجربه فيلم کوتاه ابراهيم شيباني با نام طلوع تاريک بازي مي کند و اينگونه سال 80 را با موفقيت به پايان مي رساند. محبوبيت رادان کارگردانان را متوجه او مي سازد و همه به سويش هجوم مي آورند.
سال 81 ،داريوش فرهنگ از او در رز زرد استفاده مي کند که يک درام ترسناک نوجوان پسند بود. فيلم برداشتي ضعيف از اثر هاليوودي مي دانم تابستان گذشته چه کردي ؟ که با استقبال مناسبي روبرو مي شود. سپس در عطش ساخته محمد حسين فرح بخش بازي کرد که اثر چندان حرفه اي به شمار نمي رفت.بهروز افخمي در برگردان سينمايي يک اثر دشوار ادبي او را مورد ارزيابي قرار داده و اين گونه فيلم عجيب گاو خوني ساخته مي شود که رويکرد رادان به سينماي متفاوت و به دور از جنجال و جنبه هاي تجاري محسوب مي شد.بازي در اين نقش متفاوت به شدت مورد تحسين واقع مي شود و رادان ثابت مي کند که مي تواند به عنوان بازيگر آثار هنري هم محسوب شود. سال 82 در سه کار درخشان به تم هاي بسيار متفاوت به عنوان بازي مي کند که نشان از دقت انتخاب کارکترهاي متفاوت داشت. ابتدا در ساخته درخشان بني اعتماد با نام ننه گيلانه بازي مي کند که از جمله بازي هاي اثر گذار و زيباي او به شمار مي رود .
او در اين فيلم به نقش پسر فاطمه معتمد آريا که در بازگشت از جنگ دچار معلوليت جسمي شده و نامزدش تن به ازدواج ناخواسته داده است.رادان با نقش آفريني خود در اين قالب دشوار همه را انگشت به دهان مي کند اما هيات داوران جشنواره بيست و سوم حضور او را ناديده مي گيرند. سپس در اثر پر فروش شمعي در باد در کنار شهاب حسيني و حسام نواب صفوي به بازگويي مشکلات روز جوانان و مساله اعتياد به قرص هاي توهم زا مي پردازند . اين دومين کار رادان با يک کارگردان خانم (پوران درخشنده )بود. سپس به تيم سربازهاي جمعه مسعود کميايي مي پيوندد و در واقع به جاي گلزار که از بازي در فيلم کنار کشيد مي آيد، او در رستگاري در هشت و بيست دقيقه به کارگرداني الوند در سال 83 نقشي به شدت متفاوت را تجربه مي کند و باز در کنار شهاب حسيني قرار مي گيرد . ازدواج صورتي در نوروز 84 اکران مي شود ،اما رويکردي منجر به شکست براي رادان در عرصه کمدي محسوب مي شود. او بازي در ساخته آخر کميايي با عنوان حکم را به پايان رسانده. مشغول بازي در تقاطع مي باشد. بهرام رادان به خاطر بازي در شمعي در باد سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول را تصاحب کرد.
در مورد او:
ا برادر به نام شهرام و يک خواهر به نام الهام و يک خواهر ناتني به نام ژيلا دارد . و حيوان خانگي او يک سگ است .
+ نوشته شده در شنبه 14 مهر1386ساعت   توسط Mi'ad
|

وقتي در برنامه اکسيژن مقابل دوربين بازي و اجراي راحتي را به نمايش گذاشت بسياري اذعان داشتند که استعدادي خاص در او وديعه گذاشته شده است. شهاب حسيني يک بازيگر خوب نقش هاي دوم است اگر چه در معدود نقش هاي اول خود هم توانا نشان داده است. حسيني در سال 1352 متولد شده و دانشجوي انصرافي روانشناسي از دانشگاه تهران است ، کارش را با گويندگي در راديو آغاز کرد و سپس در تعدادي از برنامه هاي تلويزيوني مجري گري کرد.چهره اش با برنامه اکسيژن براي مخاطبان تلويزيون جا افتاد در چند برنامه به طورهمزمان اين کار را انجام ،برنامه هاي رنگ صبح،برپا برپا ،با شما ،افتابگردان و سري دوم اکسيژن از جمله همين برنامه ها بود . بازيگري براي سينما را از سال 1379 با ساخته اي از امير قويدل با عنوان رخساره آغاز کرد.
فيلم يک مثلث عاشقانه بود با حضور محمد علي سپانلو و ميترا حجار که در آن حسيني عاشق دختري که شباهت فراواني به عشق ديرين پدرش دارد و در اين ميان دختر ناخواسته به ورطه عشق پدر مي افتد ،ستيز حسيني در به دست آوردن عنان دختر و جدالش از سوي ديگر با پدر صحنه هاي ديدني آفريد و از همان قالب شخصيت عصبي رو به انفجارشکل گرفت،اگر چه اشکال مختلف اين شخصيت در نقش هاي متفاوت با همين اسانس او را از مهلکه يک کليشه ثابت تجات داد. پس از آن حسيني با پليس جوان ساخته سيروس مقدم در سال 80 به تلويزيون بازگشت . اين دومين بار بود که او در تلويزيون و در يک مجموعه فقط بازي مي کرد شخصيت محوري يک پليس و کنار بازيگراني بزرگي چون داريوش ارجمند و خوروش او را به سطح مطلوب ارتقا داد. اگر چه بنا به نوع کار ،کارکترها نوعي لوس و بسيار غلو شده بودند اما حسيني با صورت و مميک خود توانست توانايي هايش را به رخ بکشد. او پيش از اين با مجموعه پس از باران بازي در جعبه کوچک را تجربه کرده بود اما پليس جوان جاي کار بيشتري داشت سال 81 با بازگشت او به سينما مصادف بود .
علي قوي تن در ملودرام اجتماعي خود از او بهره مي برد و آدمکها ساخته مي شود فيلم علي رغم امتيازات ويژه ساختار مناسب از سوي مخاطبين ناديده گرفته مي شود، اين ناديده گرفتن يک بارديگر هم اتفاق مي افتد ،«الهام زيگوات» فيلم قابل تاملي بود که شهاب در آن بسيار صريح و زيبا بازي کرد ،اما به علت عدم برخورداري از جنبه هاي تجاري به چشم نمي آيد و بازي حسيني نيزدور از چشم بينندگان قرار مي گيرد.سال 81 نقش کوتاهي در واکنش پنجم در کنار نيکي کريمي و جمشيد هاشم پور به شدت مورد تشويق قرار مي گيرد و نشان مي هد توانايي هاي بسياري در آستين دارد که هنوز فرصت ظهور پيدا نکرده است . اين زن حرف نمي زند ساخته احمد اميني به او جاي کار بيشتري مي دهد و حسيني هم در نقش به شدت متفاوت از آن واقعيت سود مي برد. زهر عسل به نقش عاشق قديمي که در پي انتقام بر آمدن حضوري کوتاه اما خوش ساخت داشت و تقريبا همه بازيگران فيلم خصوصا محمد رضا گلزار و مهناز افشار که نقش اصلي بودند ،پشت سر گداشت.سال 82 را مي توان سال درخشش حسيني ناميد.
او در ساخته اجتماعي پوران درخشنده با عنوان شمعي در باد در تقابل با رادان و حسام نواب صفوي بازي ديدني از خود به يادگار گذاشت و به خاطر ش کانديداي جايزه بهترين بازيگر نقش دوم از جشنواره بيست و دوم مي شود مي شود . از آن سو در بازگشت به تلويزيون ، در مجموعه تب سرد به کارگرداني علي رضا افخمي بازي مي کند که جز بازي هاي به ياد ماندني او محسوب مي شود. اين بار هم کارکتر عصبي را شاهد هستيم که در پي نقشه اي شوم براي تلکه کردن پدر زن پولدارش به مسيري سراسر خون و گمراهي مي رسد . حسيني در کنار دو بازيگر جوان کار يعني حميد گودرزي و کامبيز ديرباز شاهکاري ديدني مي آفريند. سيروس الوند در ساخته آخر خود رستگاري در 8:20 دقيقه (83) استفاده اي به شدت متفاوت از او به عمل مي آورد حسيني اين بار شکل و شمايلي جديد و باز هم در کنار رادان ايفا گر يک نقش مذهبي با اعتقادات عجيب است که رادان را براي کشتن يک زن روسپي در محله اشان تحريک مي کند و باز هم براي نقش اين نقش کانديداي جايزه مي شود . اما ناکام مي ماند . گر چه ندادن جايزه به او چيزي از ارزش هاي هنري او کم نکرد و او توانايي هايش را همچنان در کارهاي جديد به رخ مي کشد .
حسيني به تازگي در بازي در نيلوفر آبي را به پايان رسانده دستي هم در خوانندگي دارد و اولين آلبوم خود را احتمالا تحت نام رايا منتشر خواهد شد در دست تهيه است.
+ نوشته شده در شنبه 14 مهر1386ساعت   توسط Mi'ad
|
این فیلم در ژانر فیلمهای ترسناک و هیجان انگیز قرار میگیرد. کیفیت این فیلم DVDRip است. اگر به دنبال فیلمی ترستناک هستید حتما این فیلم را ببینید.
Dead Silence | مرگ خاموش فیلمی از تهیه کنندگان مجموعه فیلمهای SAW است.
این فیلم در ژانر فیلمهای ترسناک و هیجان انگیز قرار میگیرد. کیفیت این فیلم DVDRip است. اگر به دنبال فیلمی ترستناک هستید حتما این فیلم را ببینید.شرح کوتاه از فیلم :
…نوع فیلم : ترسناک / هیجان انگیز / معما گونه
کارگردان : جیمز ون
بازیگران : Ryan Kwanten, Amber Valletta, Donnie Wahlberg, Michael Fairman
نام فیلم : مرگ خاموش
حجم : ۱ سی دی – ۷۲۰ مگا بایت
کیفیت : dvdscr
مدت فیلم : ۹۰ دقیقه
دانلود مستقیم
دانلود بازیرنویس انگلیسی
دانلودبازیرنویس فارسی
+ نوشته شده در دوشنبه 9 مهر1386ساعت   توسط Mi'ad
|

زودیاک محصول سال ۲۰۰۷ آمریکا آخرین اثر کارگردان برجسته و صاحب سبک هالیوود ، دیوید فینچر است که با نقدهای مثبتی روبرو شده است. از دیوید فینچر آثار برجسته ای چون “بیگانه ی ۳″ ، “هفت” ، “بازی” و “باشگاه مشت زنی” را به خاطر داریم. کارگردان بااستعداد و جوانی که مطمئنا فیلم های بهتری از او خواهیم دید.
فیلم ، ماجرای واقعی یک قاتل زنجیره ای ، معروف به زودیاک را که در سال های ۱۹۶۹ تا ۱۹۹۱ در شمال کالیفرنیا باعث ترس و وحشت مردم شده بود، بررسی می کند. زودیاک برای پلیس تبدیل به معمایی شد که برای همیشه حل نشده باقی ماند و هرگز هویتش کشف نشد.
کارگردان : دیوید فینچر (David Fincher)
سال ساخت : ۲۰۰۷
ژانر : جنایی / درام / تریلر / تاریخی
جوایز : نامزد نخل طلای جشنواره کن ۲۰۰۷
محصول : امریکا
بازیگران : جیک جیلنهال (Jake Gyllenhaal)، مارک رافالو (Mark Ruffalo)، رابرت داونی جونیور (Robert Downey Jr)، آنتونی ادواردز (Anthony Edwards)، درموت مالرونی (Dermot Mulroney)، جان کارول لینچ (John Carroll Lynch)
مدت فیلم : ۱۵۸ دقیقه
حجم فایل : ۷۹۱ مگابایت
کیفیت : DVDRip
دانلود مستقیم فیلم
زیرنویس فارسی
+ نوشته شده در یکشنبه 8 مهر1386ساعت   توسط Mi'ad
|